وجوه ناتمام بودن استدلال به آية : ( وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلّهِ )
قوله تعالى : ( وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلّهِ ) ( 1 ) .
پس أولا : بايد دانست كه استدلال مخاطب بر افضليت افراد از قرآن وسنت وعقل نه از تحقيقات خاصه اوست تا كسى به آن ومثل آن عار سرقت كتاب كابلى را دفع كند ، واگر چه اين استدلال را كابلى ذكر ننموده ، لكن مخاطب آن را از كتاب والد خود اخذ نموده ، وچنانچه در اخفاى سعى كابلى كوشيده ، دادِ انتحال داده ! همچنان در اين مقام وديگر مقامات سعى پدر خود را هم مخفى كردن خواسته ، بلكه چون استدلال به كتاب وسنت را خود خلافت مآب سر داده ، در اين مقام مخاطب اخفاى حدّت ذهن وقوت استنباط خلافت مآب هم خواسته ، ووالد أو راضى به اين اخفا نشده ، استدلال عمرى را از بخارى نقل كرده ، در “ قرة العينين “ گفته :
ومذهب منصور نزد شافعي ومالك آن است كه : نسك آن حضرت افراد بود به حج ، وهمين است مفهوم از قصه حجة الوداع كه جابر آن را ضبط كرده است ورواة بر وى مختلف نشدند در حكايت آن ، وهمين است قول فاروق وذي النورين ، پس متجه شد ايشان را استدلال به كتاب وسنت ومعقول .
اما كتاب ; پس خداى تعالى مىفرمايد : ( وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلّهِ ) ( 2 ) وبعد
هامش
1 . البقرة ( 2 ) : 196 .
2 . البقرة ( 2 ) : 196 .