تأييد واضافه بعض أمور از طرف خود نموده ، ظاهر فرمايد .
ثانياً : نهايت عجب است كه مخاطب واسلاف أو به جواب استدلالات أهل حق به آيات بينات صريحة الدلالات مثل آية مسح وآية متعة - خصوصاً با قرائت : ( إلى أجل مسمّى ) - وآيات دالّه بر ميراث أنبيا ( عليهم السلام ) ومثل آن ، آن همه پيچ وتاب مىخورند ، وبه ايجاد تأويلات ركيكه بي أصل واختراع خرافات پر هزل ، رونق دين وايمان مىبرند ، وبه احتمالات واهية مىخواهند كه رخنه در استدلالات صحيحه اندازند ، واختراعات نفساني را مثمر ترويج باطل مىپندارند ، وخود بر مطالب خويش به آيات مجمله - كه هم حسب دلالت وهم تصريحات أئمة شان در آن احتمالات عديده متطرق ، وتوجيهات سديده متحقق ، ودر مطلبشان ظهورى هم ندارد - متمسك مىشوند ، به اختلال استدلال به تطرق احتمال مرضى أهل كمال اعتنا نمىكنند .
وثالثاً : ادعاى صراحت اين آية در افضليت اِفراد نهايت صريح الفساد است ; چه اگر به فرض باطل دلالت اين آية بر اين افضليت مسلم هم شود ، صراحت دلالت هرگز مسلم نمىتواند شد ، واز اينجاست كه ولى الله پدر مخاطب دعوى صراحت نكرده ، اضافه صراحت از صراحت وقاحت مخاطب با ديانت است !
ورابعاً : در تفسير اين آية أقوال عديده است ، فخر رازي در “ تفسير كبير “