ولله الحمد والمنّة كه چنانچه از اين وجوه بطلان جميع خرافات وأكذوبات سنّيه در تحريم متعه - كه بر جناب سرور كائنات - عليه وآله آلاف التحيات - ‹ 1032 › بافتهاند - ثابت وظاهر گرديد ، همچنان از آن توجه طعن شنيع وعيب فظيع به خلافت مآب هم به ظهور رسيد ، چه هرگاه - حسب اين دلائل - تحريم متعه از جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) بي أصل وباطل باشد ، ونهى منحصر در ذات خلافت مآب ; مقصود أهل حق بي كلفت حاصل گشت ، ومرام أهل ايقان به بيان أهل شنآن متحقق گشت كه خلافت مآب متعه را - كه در زمان جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) حلال بوده وتحريم آن از آن حضرت واقع نشده - حرام ساخت .
اما توهم اين معنا كه چون جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) امر به اتباع مسنونات خلفاى راشدين نموده ، پس اتباع تحريم عمرى هم مأمور به باشد ، از غرائب توّهمات وطرائف خزعبلات است ، وعقل هيچ عاقلى - كه أدنى بهره از ايمان واسلام داشته باشد - قبول نخواهد كرد كه تحريم حلال خدا ورسول ، اگر از كسى واقع شود - كائناً من كان - آن تحريم لايق اتباع باشد .
وحاشا كه تحريم حلال خدا ورسول با رشادت جمع تواند شد ، اين رشادت نشد ، قيامت ( 1 ) شد .
هامش
1 . به نظر مىرسد ( خيانت ) صحيح است .
قيامت در فارسي كناية از غوغا وآشوب است . مراجعه شود به لغت نامه دهخدا .