سوم : آنكه از آن صراحتاً واضح است كه اين طائفه حديث سبرة بن معبد را در تحريم متعه صحيح نمىدانند به اين سبب كه آن از روايت عبد الملك بن الربيع است ، وابن معين تكلم در أو كرده ، يعنى قدح وجرح در أو نموده .
چهارم : آنكه از آن ظاهر است كه اين طائفه استدلال كردهاند بر عدم صحت حديث سبره به آنكه بخارى آن را در “ صحيح “ خود روايت نكرده باوصف آنكه حاجت به آن شديد است ، واصلى است از أصول اسلام ، پس اگر نزد بخارى اين حديث صحيح مىشد ، صبر بر عدم اخراج آن نمىفرمود . پس به همين دليل عدم صحت ساير خرافاتى كه مسلم وديگران در تحريم متعه مىآرند ، ودر “ صحيح “ بخارى مذكور نيست ظاهر شد ، وله الحمد على ذلك ، ولتكن هذه الفائدة منك على ذكر ، فإنها تفيد عدم صحة كثير من أكاذيبهم التي يتشبّثون بها ، ويستندون إليها .
پنجم : آنكه از آن واضح است كه اين طائفه بر عدم صحت حديث سبره استدلال كردهاند به آنكه : اگر حديث سبره صحيح مىشد بر ابن مسعود مخفى نمىشد تا آنكه ابن مسعود روايت فرموده براي مردم كه : أصحاب متعه را به فعل آوردند واحتجاج نموده بر جواز واباحه آن به آية كريمه .
واين دليل هم [ مثل دليل ] سابق براي تكذيب وردّ جميع روايات مسلم وغير أو در نهى وتحريم متعه كافى ووافى است .
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 94
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص٩٤