از اين عبارت چند فايده ظاهر مىشود :
أول : آنكه از آن واضح است كه طائفه [ اى ] از أهل سنت - كه خليفه ثاني را از خلفاى راشدين مىدانند - حصر تحريم ونهى متعه در عمر مىكنند ، يعنى افاده مىكنند كه خلافت مآب تنها تحريم متعه كرده ونهى از آن نموده ،
وجناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) تحريم آن نفرموده ونهى از آن نكرده ، چه قول أو : ( إن عمر هو الذي حرّمها ونهى عنها ) نهايت صريح است در حصر تحريم ونهى در ذات عالي صفات خلافت مآب ، كما لا يرتاب فيه أحد من أولي الألباب .
پس مفاد صريح آن همين است كه جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) متعه را حرام نفرموده ونهى از آن ننموده ، واين افاده - بحمد الله - براي تكذيب جميع أكاذيب وافترائات اسلاف سنيه كه در تحريم ونهى متعه بافته وساختهاند كافى وبسند است .
دوم : آنكه تعليل اين طائفه ، اِتباع نهى عمر از متعه [ را ] به اينكه امر فرموده است جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) به اِتباع آنچه مسنون كرده باشند آن را خلفا ; نيز دلالت صريحه دارد - به لحاظ سياق وسباق - كه تحريم متعه ونهى آن خاصّ از مسنونات خلافت مآب است نه از ارشادات سرور كائنات صلى الله عليه وآله آلاف التحيات ( 1 ) .
هامش
1 . كذا