وولى الله هم - چنانچه در ما بعد مىدانى - اين روايت را دليل اعتراض ابن عباس بر سجلات جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) ، وآن را در مقام اثبات اغلاط ( 1 ) بر آن حضرت ذكر كرده ( 2 ) .
پس ثابت شد كه مفاد آن همين است كه ابن عباس درباره قضايايى كه از جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) ثابت بود اين حرف بر زبان آورده .
پس در ناصبيت ومعانده مسلم أصلا ريب نماند كه چنين خرافه مشتمله بر نسبت ضلال را ( 3 ) به دافع ضلال ووصى رسول ذو الجلال - عليهما صلوات الله المتعال ‹ 1018 › ما تتابع النهر والليال - روايت كرده ، وآن را صحيح وثابت پنداشته ، احتجاج واستدلال به آن نموده .
ومحتجب نماند كه چون نووى بر غايت شناعت اين روايت مطلع شده ، ونسبت ضلال را در نهايت فظاعت يافته ، ناچار براي آن تأويلى ذكر كرده كه از آن به صراحت تمام عدم امكان صدور خطا وغلط از جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) ، وبطلان وقوع مخالفت حق از آن حضرت واضح است ، چنانچه در “ شرح صحيح مسلم “ گفته :
هامش
1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( غلاط ) آمده است .
2 . قرة العينين : 149 .
3 . در [ الف ] اشتباهاً : ( را بر نسبت ضلال ) آمده است .