اين روايات چنانچه مىبينى دلالت صريحه دارد بر آنكه در حجة الوداع تحليل متعه واقع شده ، فانهدم وانهار وانرضّ - بحمد الله - أساس الاستدلال بتحريم أوطاس ، وباح ولاح أنه من [ ال ] وسواس الخنّاس ، وفساده صريح ليس به اشتباه والتباس .
دهم : آنكه تمسك به روايات مسلم وأمثال أو همان اخلاف وعد ونكث عهد است كه بار بار - به سبب نهايت بي مبالاتى به افتضاح واحتقار - جسارت بر آن مىكند .
سبحان الله ! التزام تمسك به كتب معتبره أهل حق همين است كه خرافات مسلم را پيش مىكُند وأساس صدق وامانت خود مىكَند !
يازدهم : آنكه دانستى كه أحاديث “ صحيحين “ وأمثال آن را والد مخاطب هم براي مناظره شيعيان كافى ندانسته ، چنانچه در “ قرة العينين “ گفته كه :
مناظره ايشان را به طور ديگر بايد نه به أحاديث “ صحيحين “ ومانند آن . ( 1 ) انتهى .
پس چرا وصيت والد ماجد خود را گوش نمىكند ، جاها به مخالفتش آزار روح پرفتوح أو مىنمايد ؟ !
مگر آنكه بگويد كه چون خودش بر اين وصيت عمل نكرده ومصداق :
هامش
1 . [ الف ] قبل يك صفحه از فصلى كه در آن كلام “ تجريد “ نقل كرده . ( 12 ) . [ قرة العينين : 145 ] .