واين روايت در “ صحيح مسلم “ از سبره منقول است ، ودر آن توقيت آن به أوطاس هرگز نيست ، ونه كابلى ادعاى آن كرده ، پس عجب است كه چگونه مخاطب به سبب مزيد تحذلق با وصف استراق خرافات كابلى ، موافقت أو را ترك داده ، دادِ خلط وتحريف وكذب داده ، نسبت تحريم تأبيدى إلى يوم القيامة ، در جنگ أوطاس به سبرة بن معبد داده .
واستدلال كابلى به روايات سلمه بر نهى مؤبد مخدوش است به آنكه : پر ظاهر است كه در روايت سلمه - حسب نقل خودش - تقييد نهى به تأبيد مذكور نيست ، عجب كه چگونه از مطابقت دعوى با دليل خبري نگرفته ، در تخديع واِضلال جهّال كوشيده !
واگر بگويد كه : ثبوت مجرد نهى ، مستلزم تأبيد آن است به دخل بعض مقدمات خارجيه .
پس ‹ 1012 › مدفوع است به آنكه : حسب افاده محمد بن الحسن - بنابر تحقيق مخاطب - حمل نهى بر نهى تنزيهي بايد كرد ، ونهى عمر نهى تحريمى بود .
پس نهى تحريمى از أصل ثابت نيست تا به تأبيد آن چه رسد .
وبالفرض اگر اين نهى تحريمى هم باشد ، چون وقوع تحليل متعه بعدِ أوطاس ، به روايات سنيّه ثابت است ، حمل اين نهى بر نهى تأبيدى سمتى از
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 36
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص٣٦