ولو كان هذا سنةً لم ينكر عليه ، أي وكون عمر . . . لم يبلغه فعل بلال من البعيد ( 1 ) .
از اين عبارت ثابت است كه عدم اطلاع عمر بر فعل بلال بعيد است ، يعنى نمىتواند شد كه بلال به حضور جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) بعدِ اذان آمده كلمه : ( حيّ على الصلاة ، حيّ على الفلاح ) گفته باشد وخليفه ثاني را اطلاع بر آن حاصل نباشد ، پس انكار عمر بر ابومحذوره به سبب گفتن أو كلمه : ( الصلاة يا أمير المؤمنين ! حيّ على الصلاة ، حيّ على الفلاح ) - كه به غضب آمده ، از جا رفته ، فرمود كه : آيا تو مجنون هستى ؟ ! - دليل است بر آنكه [ نسبت ] فعل [ آن به ] بلال از قبيل افترا وافتعال است .
وهرگاه عدم اطلاع خليفه ثانىِ تنها مستغرب وبعيد ، ومخالف آن مردود وغير سديد باشد ، ‹ 1113 › عدم اطلاع جابر وديگر صحابه - كه متعه به فعل مىآوردند - بر تحريم متعه ، نهايت ابعد وابعد [ است ] !
پس روايات دالّه بر تحريم ، لايق قبول وقابل اعتماد نباشد ، وثابت گردد كه ساخته وپرداخته كذابين است .
چهاردهم : آنكه نووى - كه حسب افاده مخاطب در “ رساله أصول حديث “ در شرح وتوجيه أحاديث محل اعتماد است ، ومثل آن كسان نيست كه كلام گوناگون ورطب ويابس از ايشان سر مىزند ، بلكه از كساني است كه
هامش
1 . السيرة الحلبية 2 / 304 .