وديانتهم ; لأنه لا عبرة بديانة الذمّي في حكم إذا لم يعتمد على شريعة . ( 1 ) انتهى .
اما آنچه گفته : وإذا ثبت الشيء ثبت بلوازمه .
پس دانستى كه أمور مذكوره از لوازم زوجيت نيست ; لأن لازم الشيء يمتنع انفكاكه عنه .
اما آنچه گفته كه : اين روايت دليل صريح است كه زن متعه زوجه نيست .
پس جوابش آنكه : روايت مذكوره هرگز دلالت بر انتفاى زوجيت از زن متعه نمىكند ، وعدم حصر أزواج متعه در اربع ، دليل عدم زوجيت آنها نمىتواند شد ، والا لازم آيد عدم زوجيت أزواج جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ، معاذ الله من ذلك .
اما آنچه گفته : در قرآن مجيد هرجا تحليل استمتاع به زنان وارد شده مقيد به احصان وعدم سفاح است ، ودر زنان متعه بالبداهة احصان حاصل نيست .
ومقصودش از اين كلام آنكه استمتاع به زن متعه حلال نباشد .
واين دليل خبط أو است ; زيرا كه لفظ ( احصان ) مشترك است در معاني متعددة ، ومراد از آن در آية كريمه تعفّف از حرام است ، ولفظ ( غَيْرَ
هامش
1 . شرح التلويح على التوضيح 2 / 181 .