پنجم : آنكه از عجايب أمور آن است - كه أهل سنت با آن همه كبر وغرور وادعاى نهايت تحقيق وتدقيق ودعوى تفرد به خدمت قرآن وادراك متعلقات آن وتبحر در تفسير وحديث به مقابله أهل حق - چنان در تيه تعصّب سرگشته وسراسيمه مىشوند كه از متعلقات قرآن وتفسير هم هفوات شگرف مىرانند ، واز اوليّات جليّه غفلت مىكنند ! واز اين قبيل است ادعاى دلالت اين آية كريمه بر حرمت متعه ! چه اين آية مكّيه است - حسب تصريحات أئمة وأساطين ايشان - وهرگاه اين آية مكّيه باشد ، استدلال به آن بر تحريم متعه از عجايب مضحكات است ، چه ثبوت تحليل متعه وجواز آن در مدينه منوره بالاتفاق ثابت است ، چنانچه عبارات دالّه بر جواز متعه از صدر اسلام تا غزوه خيبر ، وباز تحليل آن در غزوه أوطاس ، بعد از اين خواهى شنيد ، وسابقاً وقوع تحليل متعه در حجة الوداع دريافتى ، پس اگر اين آية كريمه دلالت بر حرمت مىكرد ، چگونه بعد آن تجويز متعه ثابت مىشد ؟ ! واگر قائل به نسخ اين آية به تجويز متعه شوند ، باز هم استدلال به آن بر تحريم متعه درست نمىشود ، پس چاره از اين نيست كه يا دست از دلالت آن بر حرمت متعه بايد برداشت ; يا اعتراف به نسخ آن بايد ساخت ، وبه هر صورت تشبث به آن در تحريم متعه از عجايب هفوات است وغرايب خرافات !
وخود مخاطب در آية مودت اعتراض بر تفسير آن به جناب أمير المؤمنين
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 263
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص٢٦٣