موضع كتاب كريم منسوب ساخته ، وولى الله هم فقره ملحونه خود را دو بار به ايزد قهار نسبت كرده ، پس در نسبت كلام مخترع به حق تعالى تعدد هر دو را حاصل است .
آرى ; دو فرق است :
يكى : آنكه ولى الله تعدد نسبت به دو كلام حاصل كرده ، وكابلى به يك كلام .
دوم : در طريق تحريف مخالفت افتاده كه كابلى به جاى ( وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ ) ( 1 ) ( والحافظون لفروجهم ) ، نهاده ، وولى الله به جاى آن ( والذين يحفظون فروجهم ) آورده ، فاعتبروا يا أُولي الأبصار ، وتعجّبوا من تحريفات هؤلاء الكبار !
پس كاش مخاطب اطلاعى بر “ إزالة الخفا “ - كه در باب امامت به محض حسن ظنّ بلااختيار وتحقيق ، مدح وثناى آن آغاز نهاده ( 2 ) - به هم مىرسانيد ، وبر تحريف والد بزرگوار خود مطلع شده ، از نسبت تحريف به أهل حق خود را باز مىداشت !
واز طرايف آن است كه خود مخاطب نيز كلام الهى را تحريف نموده
هامش
1 . المؤمنون ( 23 ) : 6 .
2 . تحفه اثناعشريه : 183 - 184 .