وهروى از ذكر اجماع صحابه واستدلال بر آن به اين روايت استحيا نموده وبه مزيد جسارت وبهتان نسبت آن به مالك كرده ، ومحض اجمال تفتازانى را كافى نديده .
وكابلى بر أو هم ترقى نموده ، نداى منادى حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) را - كه در اين روايت بافتهاند - نپسنديده ، ندا را به خود جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) منسوب ساخته ، وذكر خيبر را از ميان انداخته تا بطلان آن به كلام أعلام سنيه ظاهر نشود !
اما آنچه گفته : پس معلوم شد كه تحريم متعه يك بار يا دو بار در زمان آن سرور شده بود .
پس مخدوش است :
أولا : به آنكه از روايات سنيه نهى متعه قريب شش بار ظاهر مىشود چنانچه از عبارت عيني اختلاف در وقت نهى متعه گذشت ، پس اقتصار مخاطب بر يك بار يا دو بار دليل ردّ وانكار مرّات ديگر است ، وهرگاه روايات مرّات ديگر قابل ردّ وانكار وساقط از درجه اعتماد واعتبار باشد ، روايات يك بار يا دو بار هم لياقت اصغا ندارد ، فإنّ رواة التحريم كلّهم من ملّة واحدة ، وليس لأحدهم على غيرهم - عند التحقيق - مزية في القبول زائدة .
ودانستى كه أبو داود نهى متعه در حجة الوداع نقل كرده ، پس بحمدالله بطلان روايت أبو داود هم نزد مخاطب ظاهر شد .
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 218
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص٢١٨