روايت كرده ، محض نسبت به محدّثين سنيه اجمالا نفعي نمىرساند ، نام ونشانشان مىبايست ‹ 1072 › ذكر كردن .
رابعاً : خودش در طعن سوم از مطاعن أبى بكر گفته است كه :
اعتبار حديث نزد أهل سنت به يافتن حديث در كتب مسنده محدّثين است مع الحكم بالصّحة ، وحديث بي سند نزد ايشان شتر بي مهار است كه أصلا گوش به آن نمىنهند . ( 1 ) انتهى .
پس چرا در اين مقام در تفضيح خود مىكوشد وبه اين حديث كه وجود آن در كتب مسنده محدّثين مع الحكم بالصّحة ثابت نكرده ، دست مىاندازد ، وبر شتر بي مهار سوار مىشود وخود را در مهالك مىاندازد ؟ !
وخامساً : قدح وجرح عبد الله وحسن قبل از اين دانستى ، پس اين روايت كه حسب اعترافش از اين دو كس مروى است لايق اصغا واعتنا نباشد .
وسادساً : از عبارت “ صواقع “ ظاهر است كه اين روايت را زهرى از عبد الله وحسن نقل كردهاند ، وقدح وجرح زهرى آنفاً دريافتى ، وظاهر نمىشود كه مخاطب اسقاط ذكر زهرى به كدام مصلحت نموده !
وسابعاً : نبذى وجوه ديگر كه در ردّ روايت سابق گذشته ، نيز در ردّ اين روايت جارى است .
هامش
1 . تحفه اثناعشريه : 266 .