نفس حكم آن حضرت است ، چه جا محض استدلال ، والله الموفّق العاصم من الضلال والإضلال ( 1 ) .
پنجم : آنكه از اطرف طرائف آن است كه : جهل وحمق خود مخاطب هم حسب اعتراف خودش ووالد ماجدش به وجه نيك ظاهر وواضح مىشود ; زيرا كه أو - به سبب كمال جسارت وخسارت - جاها بر تخطئه جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) اقدام كرده ، چنانچه در طعن پانزدهم از مطاعن أبى بكر روايت بخارى [ را ] - كه از عكرمة كذّاب - كه ناصبي مرتاب است - منقول است ، ومتضمن تخطئه ابن عباس آن حضرت را در احراق زنادقة - نقل كرده ( 2 ) .
ونيز رجوع آن حضرت در بيع اُمهات به سوى قول عمر به استبشار وابتهاج براي صيانت بكرى نقل كرده ( 3 ) .
ونيز در باب امامت گفته :
ونيز أهل سنت حضرت أمير [ ( عليه السلام ) ] را مجتهد اعتقاد مىكنند ، ودر اجتهاد رجوع از مذهبي به مذهبي جايز وواقع است ( 4 ) .
هامش
1 . در [ الف ] ( الاضلال ) خوانا نيست ، ممكن است ( الاعتلال ) باشد .
2 . تحفه اثناعشريه : 283 .
3 . تحفه اثناعشريه : 283 .
4 . تحفه اثناعشريه : 229 .