تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
حديث به اين رسوايى رسيد كه خود مخاطب آن را مشتمل بر وهم وغلط مىداند ، پس ديگر روايات چگونه قابل اعتنا خواهد بود ؟ ! ومخاطب - حسب دأب ناصواب خود - در اينجا هم داد تخديع وتلبيس داده كه بالاجمال به بعضي اين وهم را منسوب ساخته ، وحقيقت حال بيان نكرده كه آن بعض كدام كسانند تا شناعت استدلال أو به روايات “ صحيحين “ و “ موطأ “ وأمثال آن حسب اعترافش ثابت شود . وليكن هرگاه والد أو - با آن همه جلالت وعظمت ! - سالك مسلك تخديع وتلبيس وتلميع وتدليس گرديده كه با وصف حواله اين حديث به بخارى ومسلم و “ موطأ “ وباقي كتب متداوله ، باز به غير نقل اصلِ ألفاظ - به محض اجمال - روايت ناصّه را بر تاريخ خيبر از روايات ثقات بر آورده ، وآن را شاذّ وغير محفوظ قرار داده ، پس اگر مخاطب هم به تقليد أو در اين تخديع فظيع گرفتار شود چه عجب است ؟ ! اما آنچه گفته : واگر حضرت مرتضى [ ( عليه السلام ) ] در اين روايت تحريم متعه را به تاريخ خيبر مؤرخ كرده روايت مىفرموده ، ردّ بر ابن عباس والزام أو چه قسم صورت مىبست ؟ ! پس مدفوع است به آنكه : فاضل مخاطب به سبب مزيد عجز ودرماندگى واستيلاى اختلاط عقل واختباط حواس از قاعده مناظره ومحاجّه به مراحل دور افتاده ، ندانسته كه هرگاه كلام معترض مبنى بر الزام أهل خلاف باشد ، به
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 197 | سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي / برات على سخى داد / مير احمد غزنوى / غلام نبي باميانى