تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
يا آنكه بگويند كه : ديده ودانسته ; اضلال وتخديع خواسته ، از اين سبب اعراض از نقل آن ساخته . بالجملة ; اين افاده اش مخدوش است به وجوه عديده : أول : آنكه روايات بخارى ومسلم ومالك وامثالشان نص است بر تاريخ نهى متعه به خيبر ، پس اگر أهل حق حواله به آن - براي اثبات عدم تماميت استدلال به آن - كنند ، به ازاى آن ، حرف جرح وقدح آوردن ، طُرفه ماجرا است ! دوم : آنكه خود به اين روايات در صدر كلام ، حواله فرموده ، احتجاج واستدلال به آن خواسته ، پس چرا باز مشغول قدح وجرح آن گرديده ؟ ! سوم : آنكه جرح وقدح اين روايات ضررى به أهل حق نمىرساند ، بلكه تيشه بر پاى مخاطب ووالد ماجدش - كه استدلال به اين روايات مىخواهند - مىزند كه رواياتى كه نزد خودشان منسوب به وهم وخلط ، ومثبت آن جاهل وأحمق است ، چگونه صلاحيت احتجاج واستدلال ، وآن هم به مقابله أهل حق دارد ؟ ! چهارم : آنكه دعوى اين معنا كه : ( در روايت حضرت على [ ( عليه السلام ) ] در أصل غزوه خيبر [ را ] تاريخ لحوم حمر انسيه فرموده‌اند ، نه تاريخ متعه ، ليكن عبارت موهم آن است كه تاريخ هر دو باشد ) .
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 191 | سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي / برات على سخى داد / مير احمد غزنوى / غلام نبي باميانى