پس عجب است كه چگونه نووى از نقل خودش ذهول وغفول كرده ، نسبت اختيار اين معنا كه : تحريم يوم فتح مجرد تأكيد تحريم بوده - به غير تقدم اباحه - به قاضى نموده .
وأعجب از آن است ، ذهول وغفول شاه ولى الله وعدم ملاحظه نقل سابق نووى را كه بُعدى هم ندارد بلكه قبل اين عبارت به چند سطر است .
واطلاق غزوه أوطاس كه بر فتح مكة در كلام شاه ولى الله واقع شده ، هر چند در آن تقليد قاضى عياض نموده ، لكن بطلان آن پرظاهر است - كما علمت - وهرگز عاقلى اطلاق يك غزوه بر غزوه ديگر ، واطلاق شهري بر شهري ديگر ، واطلاق يومى بر يومى ديگر نخواهد كرد ( 1 ) ، چه غرض از ذكر تاريخ ، تعيين ورفع اشتباه والتباس است نه ايقاع خلط وخبط ووسواس !
وآنچه ولى الله به سبب پى بردن به وهن وضعف مقالات خود وأئمة خود در توجيه وتأويل روايت منسوبه به جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) گفته :
واين همه مباحثه در استدلال حضرت مرتضى [ ( عليه السلام ) ] است ، اما أصل تحريم به طريق ديگر صحيح است ، لا غبار عليه ، از روايت أبو هريرة . . . إلى آخر .
هامش
1 . در [ الف ] اشتباهاً اينجا : ( واو ) آمده است .