قال القاضي : وهذا حسن لو ساعده سائر الروايات عن غير سفيان ، قال : والأولى ما قلناه أنه كرّر ( 1 ) التحريم ( 2 ) .
از اين عبارت ظاهر است كه قاضى عياض در صدر عبارت تصريح كرده به آنكه : حديث تحريم متعه روز خيبر صحيح است ومطعنى در آن نيست ، بلكه آن ثابت است از روايت ثقات أثبات ، وبعد اين ، روايت سفيان را كه در آن لفظ : ( يوم خيبر ) بعد لفظ : ( لحوم الحمرالاهليه ) وارد است ، نقل نموده وتأويل آن به انفصال از بعض نقل كرده ، ودر مقام اعتراض بر آن گفته كه : اين خوب است اگر مساعدت كند آن را سائر روايات از غير سفيان ، غرضش آن است كه روايات غير سفيان ، مساعدت اين تأويل نمىكند بلكه روايات ثقات أثبات - كه حواله به آن در صدر عبارت كرده - صريح اند در آنكه تحريم متعه در روز خيبر واقع شده ، پس والد مخاطب به مزيد مهارت در فهم كلام اعلام خود ، معناى واضح عبارت قاضى نفهميده ، آن را به طرف ديگر كشيده ! چه مدلول عبارت قاضى اعتراض بر اين جواب به روايات ديگر ثقات وأثبات بود ( 3 ) ، وولى الله از قاضى اعتراض بر اين جواب به روايات سفيان وغير أو نقل كرده ( 4 ) ، وغرض أو آن است كه ذكر روايات ثقات أثبات كه قاضى حواله
هامش
1 . في المصدر : ( قرّر ) ، والصحيح ما في المتن بقرينة ما سبق .
2 . [ الف ] صفحة : 450 باب نكاح المتعة . [ شرح مسلم نووى 9 / 180 ] .
3 . حيث قال القاضي : وهذا حسن لو ساعده سائر الروايات عن غير سفيان .
4 . چون ولى الله گفت : وقاضى عياض خدشه مىكند در اين جواب به آنكه : روايات صحيح شدهاند از طريق سفيان وغير آن به لفظي كه تاريخ بر هر دو عود مىكند .