رساله غير از روايات شيعه متمسَّك به در هيچ امر نباشد ( 1 ) ، مىزند ، باز به اكثار وتكرار در مقامات بسيار - كه احصاى آن نهايت عسير ودشوار - احتجاج واستدلال به روايات كتب خود آغاز نهاده ، بلكه جاها از روايات “ صحاح “ هم در گذشته ، دست به دامان خرافات غير “ صحاح “ هم ، به غير اثبات صحت آن - ولو حسب طريقه - انداخته .
بيستم : آنكه حسب افاده والد ماجدش نيز چنين تمسك واحتجاج مردود ونامقبول ومثبت عجز ولجاج است ; زيرا كه أو هم براي مناظره أهل حق أحاديث “ صحيحين “ ومانند آن را كافى ندانسته ، كما سبق ( 2 ) .
امّا آنچه گفته : وشبهه [ اى ] كه در اين روايات بعض از شيعيان پيدا كردهاند كه : اين تحريم در غزوه خيبر واقع شده بود ، در جنگ ‹ 1050 › أوطاس باز حلال شد .
پس مدفوع است به آنكه : نزد أهل حق تحريم متعه - في حين من الأحيان سواء كان وقت غزوة خيبر أو غيره من الأزمان - باطل ونادرست وكذب ودروغ محض است ، پس هرگز كسى از شيعيان نخواهد گفت كه تحريم متعه در غزوه خيبر واقع شده ، فما نسبه إلى بعض الشيعة من القول بتحريم المتعة في خيبر ، دليل على فقد خُبره بمذهب أهل الحقّ أُولي التحقيق والنظر .
هامش
1 . تحفه اثناعشريه : 2 .
2 . قرة العينين : 145 .