عن أبيه عن علي [ ( عليه السلام ) ] ، ولم يتابعه أحد على هذا ، وهو غلط منه ( 1 ) .
هفدهم : آنكه دلالت دارد بر بطلان روايت نهى متعه از جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) ، ثبوت جواز متعه از آن حضرت حسب روايات متظافره أهل حق وروايات أهل سنت ، چه مىدانى كه ارشاد باسداد آن حضرت كه دلالت صريحه بر جواز متعه نزد آن حضرت دارد ، جمعى از أكابر وأعاظم سنيه - مثل عبد الرزاق وأبو داود وابن جرير طبري وثعلبى وفخر رازي ونيشابورى وسيوطى وملاعلى متقى - روايت كردهاند .
هجدهم : آنكه اگر اين روايات بخارى ومسلم و “ موطأ “ تسليم هم كرده شود ، مثبت تحريم متعه نمىتواند شد ، وحجت به مجرد آن تمام نمىشود ; زيرا كه حسب روايات سنيه بعدِ خيبر تحليل متعه واقع شده ، چنانچه روايات مسلم وغير آن دلالت صريحه بر آن دارد ، پس تمسك به اين روايات مشتمله بر نهى خيبري ، تمسك باطل وناتمام ، وخيال ثبوت حرمت متعه به آن از قبيل أضغاث أحلام وتوهّمات خام ! والله ولي التوفيق والإنعام .
نوزدهم : آنكه تمسك به روايات كتب خود ، مخالفت ونكث عهد خود ، واهتمام در اثبات كذب ودروغ خود است كه لاف التزام اين معنا كه : در اين
هامش
1 . شرح مسلم نووى 9 / 180 .