ارتباطي ، آن را با نفى صدور صد قضية مختلفه از أو نيست بنحو من الأنحاء ، كما لا يخفى على الأذكياء ، بل الأغبياء !
ونيز اگر غرض آن است كه عمر براي اثبات ترجيح مذهب أبو بكر در خانه أبى بن كعب وزيد بن ثابت وديگر كبراى صحابه رفت ، يعنى بر ايشان به دليل وبرهان شرعي مذهب أبى بكر ثابت كرد ; پس كذب محض وبهتان صرف است ، وهرگز عمر اين مذهب را به دليلي وبرهاني شرعي مطلقاً ثابت نكرده .
وبالفرض اگر به دليل ‹ 998 › شرعي اين مذهب را بارها ثابت ساخته عجب كه چرا باز مخالفت آن روا داشته !
واگر غرض آن است كه عمر بارها براي طلب اثبات ترجيح مذهب أبى بكر در خانه أبى بن كعب وزيد بن ثابت وديگر كبراى صحابه رفت ، پس اين معنا خود دليل صريح بر عجز ودرماندگى وجهل وعدم اطلاع أو است ، وآن خود ضررى به أهل حق ونفعي به أهل باطل نمىرساند ، بلكه امر بالعكس است !
چهل ودوم : آنكه آنچه فرموده كه : ( دلايل بسيار از جانبين در ذكر آمد ) ، پس ظاهر است كه ربطى بما نحن فيه ندارد ، چه ايراد دلايل بسيار بر مسأله [ اى ] از مسائل - بنحو من الأنحاء - مستلزم بطلان صدور قضاياى مختلفه نمىتواند شد ، خصوصاً هرگاه صدور خلاف اين مسأله كه ايراد دلايل بسيار بر آن ادعا كرده ، ثابت باشد .
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 548
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص٥٤٨