التخفيف والتنبيه ) ليس إلاّ رجماً بالغيب ، ولم يدلّ على ذلك نصّ ، ولم ترد به رواية ( 1 ) .
اما آنچه گفته : وچه مىتوانند گفت شيعه در عيد غدير خم وتعظيم نوروز ؟
پس شيعه مىتوانند گفت كه : فاضل ناصب را در جواب اشكالات عويصه والزامات معضله ، اختلال حواس واختباط عقل رو داده ، از قانون مناظره وآداب مكالمه يكسر دست كشيده به خرافات وهفوات متمسك گرديده ، سنن ثابته ومبدعات محدثه را در يك سلك كشيده ، وحق وباطل را در يك ميزان سنجيده ! لهذا مىخواهد كه عيد غدير خم وتعظيم نوروز وأمثال آن را مماثل بدعت تراويح - كه به اعتراف عمر بدعت بوده ، وعلماى أهل سنت نصوص صريحه بر بدعت بودنش مىنمايند ، واعتراف دارند كه در زمان جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) نبوده ، ونه آن جناب به آن امر فرموده - گردانيده ، وذلك خبط صريح وبهتان قبيح ; زيرا كه هرگز شيعه عيد غدير وتعظيم نوروز ومثل آن را بدعت نمىدانند ، ومقايسه اين أمور بر بدعت تراويح وقتي صحيح مىشد كه مخاطب به دليل قطعي به اثبات مىرسانيد كه اين أمور نزد شيعه مستفاد از شرع نيست ، واطلاق بدعت بر آن كردهاند ، وچون مخاطب هرگز اثبات اين معنا ننموده ، به هواجس نفساني ووساوس ظلمانى راه رفته لهذا كلامش لايق جواب نيست .
هامش
1 . حدائق شرح نهج البلاغة : 139 - 147 ( نسخه عكسي مركز احياء التراث ) .