از اين روايت ظاهر است كه جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله ) به وقوع جماعت در صلات نافله أصلا راضى نبوده تا آنكه چون انس وبعض مردم ديگر بي اذن آن حضرت اقتدا به آن جناب شروع كردند وآن جناب احساس اين معنا كرده ، در صلات تخفيف كرد وبه تعجيل آن را ادا كرده ودر خانه مبارك تشريف برد ، وهرگاه صحابه اقتداى خود را پسِ آن حضرت بيان ‹ 928 › كردند ، آن جناب ارشاد نمود كه : همين معنا باعث تخفيف وتعجيل آن حضرت در صلات وتشريف بردن به خانه مبارك گرديد .
واز اينجا نهايت كراهت آن حضرت از جماعت در صلات نافله واضح گرديد ، وظاهر شد كه آن جناب به وقوع جماعت از صلات نافله يك مرتبه هم راضى نبوده وآن را مكروه دانسته ، پس روايت ترمذى وغيره كه دلالت صريحه به رضاى جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله ) به جماعت در صلات نفل بلكه دعوت به سوى آن وبيان فضل آن دارد ، بلاشبهه بهتان وافتراى محض خواهد بود .
ونيز دلالت دارد بر بطلان وقوع جماعت در صلات نافله ماه رمضان به زمان نبوي وبطلان حديث مروى در " صحيح ترمذى " وغيره آنچه در " شرح
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 342
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص٣٤٢