تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
واين دليل واضح است بر بطلان نسبت خواندن صلات تراويح به جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ، واگر چه اين حديث - بلاشبهه - دلالت دارد بر بطلان ادعاى خواندن جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) صلات تراويح را ، ليكن چون سيوطى هم اين حديث را دليل اين معنا گردانيده ، بحمد الله مدعاى ما زيادة تر قوت گرفت ، وبراي معاندين ومكابرين جاى آن هم باقي نماند كه حرفى ركيك هم در جواب آن توانند آراست كه امرى كه در غايت ظهور باشد ، وباز خصم هم اعتراف به دلالت آن كند ، در آن مجال سخن نيست . پنجم : آنكه عمر اعتراف كرده به بدعت بودن صلات تراويح وآن به نصّ سيوطى صريح است در اينكه : آن در زمان نبوي نبوده ، وجماعاتى از أئمة أهل سنت [ به ] اين معنا تصريح كرده‌اند كه عمده ايشان امام شافعي است ، واز جمله ايشان است شيخ عزّالدين . ششم : آنكه سائب بن يزيد صحابي ذكر كرده كه در زمان عمر بن الخطاب در ماه مبارك رمضان بيست ركعت مىخواندند ، وسيوطى افاده مىكند ‹ 920 › كه : اگر اين بيست ركعت در زمان نبوي مىبود ، اين صحابي آن را ذكر مىكرد كه أولى به استناد وأحرى به احتجاج بود . پس اقتصار أو بر ذكر بودن آن در زمان عمر دلالت دارد بر آنكه اين نماز در زمان جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) نبود . هفتم : آنكه علماى أهل سنت در عدد صلات تراويح اختلاف كرده‌اند ،