جناب أمير ( عليه السلام ) [ را ] ولايت حصه ذوى القربى سپرده بود ، همچنان أبو بكر ‹ 853 › هم آن جناب را والى اين حصه كرد ، وهمچنين عمر تا وقتي كه جناب أمير ( عليه السلام ) از گرفتن اين حصه ابا كرد .
ششم : آنكه بر بطلان روايت ابن أبي ليلى عقل هم دلالت مىكند ; زيرا كه از آن واضح است كه : جناب أمير ( عليه السلام ) حصه ذوى القربى [ را ] نگرفت وبه عمر گفت كه : آن را به مسلمين بده ، حال آنكه جناب أمير ( عليه السلام ) را اختيار اين امر حاصل نبود ; چه اين مال بنابر دلالت همين روايت مختصّ به جناب أمير ( عليه السلام ) نبوده تا آن جناب را در آن اختيار حاصل باشد .
اما ثبوت عدم اختصاص اين حصه به جناب أمير ( عليه السلام ) از اين حديث ، پس ظاهر است كه در آن مذكور است كه : عباس به جناب أمير ( عليه السلام ) گفته كه : اى على ! محروم ساختى ما را ديروز [ از ] چيزى كه مردود نخواهد شد بر ما ابداً .
وحديثي ديگر كه أبو داود قبل از اين هر دو روايت در همين باب از ابن عباس روايت كرده نيز دلالت دارد بر آنكه : أقارب جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) در اين سهم شريك بودند واختصاصى به جناب أمير ( عليه السلام ) نداشت .
ومحال است كه جناب أمير ( عليه السلام ) حقّى را كه مشترك در ميان آن جناب وديگران باشد اتلاف كند .
واحتمال استرضاى بقيه أقارب از نصّ همين حديث باطل است ، والا چرا عباس نسبت محروم ساختن خودشان به آن جناب مىكرد ؟ !
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 127
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص١٢٧