سورة يس
مكية و هى ثلث و ثمانون آية -
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ - يس
- در ينابيع آورده كه هر حرفى از حروف مقطعه را سرّى است از اسرار خزانه غيب حضرت عز اسمه حبيب خود را صلى اللّه عليه و سلّم بر آن اطلاع داده بعد از ان جبرئيل عليه السلام بدان نازل شده و جز خدا و رسول كسى بر ان وقوف ندارد و بعضى از علماء در يس گفتهاند كه اسم قرآن است و در حقائق سلمى آورده كه نامى است از نامهاى الهى و گويند اسم سورت است و حديث ان اللّه قرأ طه و يس قبل ان خلق السموات و الارض بالف عام تأييد اين قول مىكند و در تفسير ماوردى آورده كه هفت نام حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم در قرآن مذكور شده يكى ياسين است و آنكه اهل بيت را آل ياسين مىگويند تأييد اين سخن مىكنند مصرع للّه دركم يا آل ياسينا امام قشيرى قدس سره فرموده كه يا اشارتست بيوم ميثاق و سين عبارتست از سر او يا احباب از اهل اشواق در بحر الحقائق آورده كه قسم است بيمن نبوت حبيب ع و سر مطهر او و بعضى برآنند كه معنى او يا انسان است بلغت طى و در اصل يا انسيين بوده به جهت كثرت ندا بر شطرى ازو اختصار نمودهاند چنانچه در ايمن اللّه من اللّه گويند و حقيقت آنست كه در كلام عرب از كلمه بحرفى تعبير كنند چنانچه در قد قلت لها قفى فقالت لى قاف يعنى وقفت يس مىشايد كه حرف سين اشارت به كلمه باشد و آن كلمه بقولى كه گذشت انسانست و مخاطب به انسانيت حضرت مصطفى صلى اللّه عليه و سلّم باشد كه صفت كمال انسانيت مر آن حضرت ص را ثابت است و مىشايد كه اين كلمه سيّد باشد يعنى يا سيّد البشر و حديث انا سيّد ولد آدم تفسير اين حرف بود و ديگر ببايد دانست كه از ميان حروف سين را سويت اعتد اليه است كه ميان زبر و بينات او توافق و تساوى هست و هيچ حرفى ديگر آن حال ندارد لا جرم مخصوص به حضرت ختميه است عليه الصلاة و السلام كه عدالت حقيقى خواه در طريق توحيد و خواه در احكام شرع به دو اختصاص دارد نظم
ترا است مرتبه اعتدال در همه حال * كه در خصائص توحيد اعدلى ز همه
تمكن است ترا در مقام جمع الجمع * بدين فضيلت مخصوص افضلى ز همه
و از فحواى كلمات سابقه روايح رياحين قلب القرآن ياسين استشمام مىتوان نمود فرد
خدايت لشكرى داده ز قرآن
پس آنگه قلب آن لشكر ز ياسين و جوامع الاصول از صحيح ترمذى به روايت انس بن مالك رض نقل مىكند كه حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و سلّم فرمود كه لكل شىء قلب و قلب القرآن ياسين و هر كس كه ياسين بخواند يا بنويسد ثواب دوازده باره قرائت قرآن يابد و اين سوره را متمم گويند كه تمام مىگرداند بر خواننده خود نيكوئى هر دو سراى و دافعه گويند كه دفع كند ازو همه بديها و قاضيه نيز نامند كه روا كند حاجتهاى او را آوردهاند كه كفّار مكّه گفتند كه اى محمّد ص تو فرستاده خدا نيستى حق سبحانه فرمود كه ياسين اى سيد
وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ
به حق قرآن محكم يا حكمكننده به حق يا خداوند حكمت
إِنَّكَ
به درستى كه تو بىشك و بىشبه
لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ
از فرستادگانى كه بودند بسوى خلق از ان فرستادگان كه بودند
عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
به راه راست كه توحيد است يا تو فرستاده شده بر طريقه استقامت كه راهى است موصل به مقصود
تَنْزِيلَ الْعَزِيزِ
قرآن فروفرستاده خداى غالب است و حفص بنصب لام خواند يعنى فرستاد قرآن را فرستادنى خداوند قوى در ملك خود
الرَّحِيمِ
مهربان بر خلق و تو از فرستادهشدگانى
لِتُنْذِرَ
تا بيم كنى و بترسانى از عذاب ربّانى -
قَوْماً
گروهى را كه
ما أُنْذِرَ
بيم كرده نشدند
آباؤُهُمْ
پدران نزديك ايشان بسبب دورى و ديرى زمان فترت يا بيم كنى ايشان را بهآنچه بيم كرده شدند پدران دور ايشان در زمان اسماعيل عليه السلام
فَهُمْ غافِلُونَ
پس ايشان بىخبرانند .