إِنَّ اللَّهَ
به درستى كه خداى تعالى
يُمْسِكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
نگاه مىدارد آسمانها و زمين را
أَنْ تَزُولا
براى آنكه زائل نشوند از اماكن خود چه ممكن را در حال بقا ناچار ست از نگاهدارنده آوردهاند كه چون يهود و نصارى عزير و عيسى را به فرزندى حق سبحانه نسبت كردند آسمان و زمين نزديك به آن رسيد كه شكافته گردد حق تعالى فرمود كه من بقدرت نگاه مىدارم ايشان را تا زوال نيابند يعنى از جاى خود نروند
وَ لَئِنْ زالَتا
و اگر زائل شوند
إِنْ أَمْسَكَهُما
نيست نگاهدارنده ايشان را
مِنْ أَحَدٍ
هيچكس
مِنْ بَعْدِهِ
بعد او يعنى بعد از زوال بجاى نياورد
إِنَّهُ كانَ
به درستى كه خداى هست
حَلِيماً
بردبار كه به عقوبت يهود و نصارى تعجيل نمىكند
غَفُوراً
آمرزنده كسى را كه ازين قول رجوع كرده بوحدانيت وى گرايد و داند كه لم يلد و لم يولد صفت اوست نظم
خداوندى كه معبودست و واحد * نگويد كس كه مولودست و والد
كسى كو را نباشد كفو و مانند * به دو نسبت نشايد كرد فرزند
رؤساى قريش شنيده بودند كه اهل كتاب تكذيب رسل خود كردند با يكديگر مىگفته كه لعن اللّه اليهود و النصارى چه دو طائفه بودهاند كه مكذّب پيغمبر خوداند به خداى كه اگر پيغمبر بما آمدى ما از ايشان راهيافتهتر بودمى و بتصديق او شتابندهتر حق تعالى خبر داد كه
وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ
و سوگند خوردند به خداى تعالى
جَهْدَ أَيْمانِهِمْ
سختترين سوگندان خود كه
لَئِنْ جاءَهُمْ
اگر آيد بديشان
نَذِيرٌ
پيغمبرى بيمكننده
لَيَكُونُنَّ
هر آئينه باشند
أَهْدى
راهيافتهتر
مِنْ إِحْدَى الْأُمَمِ
از يكى امتان گذشته چون يهود و نصارى و غير ايشان
فَلَمَّا جاءَهُمْ
پس آن هنگام كه آمد بديشان
نَذِيرٌ
بيمكننده يعنى حضرت محمد مصطفى عليه الصلاة و السلام
ما زادَهُمْ
زياده نهكرد آمدن وى ايشان را
إِلَّا نُفُوراً
مگر رميدن از حق و دور شدن
اسْتِكْباراً
و نيفزود ايشان را مگر گردنكشى از فرمان الهى
فِي الْأَرْضِ
در زمين
وَ مَكْرَ السَّيِّئِ
و آنكه مكر كردند بوى مكرى بد يعنى حيله انديشيدند در هلاك كردن آن نذير
وَ لا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ
و باز نگردد مكر بد مگر باهل وى يعنى مكر هر ماكرى با وى احاطه كند و اطراف و جوانب وى فروگيرد هر چه در باب قصد كسى انديشيده باشد درباره خود مشاهده كند و ابن بحين را درين باب قطعه است اين دو بيت از آنجا ثبت افتاد قطعه
در باب من ز روى حسد يك دو ناسپاس * دمها زدند كوره تزوير يافتند
راغما لنفسهم همه نيكى به من رسيد * ايشان جزاى فعل بد خويش يافتند
فَهَلْ يَنْظُرُونَ
پس آيا انتظار مىبردند مكذبان و مكاران يعنى
إِلَّا سُنَّتَ الْأَوَّلِينَ
مگر سنت الهى را در پيشينيان كه عذاب اهل تكذيب و عقوبت ارباب مكر است
فَلَنْ تَجِدَ
پس نيابى
لِسُنَّتِ اللَّهِ
مر سنت خداى تعالى را
تَبْدِيلًا
تغيير يعنى عذاب را به ثواب بدل نتوانى كرد
وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ
- و نيابى مر سنت خداى را
تَحْوِيلًا
گردانيدنى يعنى از مكذبان و ماكران و به ديگرى حواله نتوان ساخت .