تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 948

مساهمون:

ص٩٤٨
خالِدِينَ فِيها
در حالتى كه جاودان باشند در ان
أَبَداً
تاكيد است يعنى هميشه در آتش معذب مانند
لا يَجِدُونَ
نيابند
وَلِيًّا
دوستى كه ايشان را بيرون آرد از دوزخ
وَ لا نَصِيراً
و نه يارى و مددگارى كه عذاب از ايشان بازدارد
يَوْمَ تُقَلَّبُ
ياد كن روزى را كه گردانيده شود
وُجُوهُهُمْ
روىهاى ايشان
فِي النَّارِ
در آتش از جهتى به جهتى يعنى گاهى ايشان را بر پشت خوابانند و گاهى بر روى افگنند
يَقُولُونَ
ايشان مىگويند
يا لَيْتَنا
كاش كه ما
أَطَعْنَا اللَّهَ
فرمان مىبرديم خداى را
وَ أَطَعْنَا الرَّسُولَا
و فرمانبردارى مىكرديم پيغمبر ص را
وَ قالُوا
و گويند اتباع و اراذل قوم
رَبَّنا
اى پروردگار ما
إِنَّا أَطَعْنا
به درستى كه فرمان برديم
سادَتَنا
مهتران قبائل خود را
وَ كُبَراءَنا
و بزرگان و پيشوايان را
فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا
پس گمراه كردند ما را يعنى ما را از راه ببردند و به افسانه و افسوس فريب دادند
رَبَّنا
اى پروردگار ما حكم كن ميان ما
آتِهِمْ
بده ايشان را
ضِعْفَيْنِ
دو برابر
مِنَ الْعَذابِ
از عذابى كه بما داده زيرا كه هم ضال بوده‌اند و هم مضل
وَ الْعَنْهُمْ
و بران ايشان را
لَعْناً كَبِيراً
راندنى بزرگ كه بازخواندن نباشد مقرر است كه هرك را حق سبحانه براند ديگرى نتواند كه بخواند بيت
هرك را قهر تو راند كه تواند خواندن * و آنكه را لطف تو خواند كه تواند راندن
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
اى كسانى كه گرويده‌ايد
لا تَكُونُوا
مباشيد
كَالَّذِينَ
مانند آنان كه
آذَوْا مُوسى
برنجانيدند موسى عليه السلام را يعنى پيغمبر من محمد صلى اللّه عليه و سلّم را مرنجانيد چنانچه بنى اسرائيل موسى على نبينا و عليه السلام را برنجانيدند و او را بزنا نسبت كردند و شمه از ان در قصّه قارون گذشت
فَبَرَّأَهُ اللَّهُ
پس پاك گردانيد او را خداى تعالى
مِمَّا قالُوا
از آنچه گفتند و زنى را كه رشوت داده بودند تا در حق وى افترا كند به پاكى وى اعتراف نمود يا وقتى كه با هارون ع به كوه طور رفتند و هارون آنجا وفات يافت گفتند او بر وى حسد بردى و كشتى حق سبحانه ملائكه را فرمود تا او را از قبر بيرون آوردند و ميان قوم بنهادند معلوم شد كه غير مقتول است يا خداى تعالى او را زنده گردانيد تا به برائت ذمه برادر اقرار كرد يا مىگفتند كه او عيبى دارد كه غسل تنها مىكند روزى جامه بر سنگ نهاده بود و در آب درآمده آن سنگ با جامه روان شده ميان قوم درآمد موسى ع برهنه از پس او دويدند بنى اسرائيل را معلوم شد كه او را هيچ عيبى نيست
وَ كانَ
و بود موسى ع
عِنْدَ اللَّهِ
نزديك خداى تعالى
وَجِيهاً
با جاه و قربت يا مقبول يا مستجاب الدعوات .