فَتَرَى الْوَدْقَ
پس تو مىبينى باران را به حكم الهى
يَخْرُجُ
بيرون مىآيد
مِنْ خِلالِهِ
از ميان ابر هم در وقتى كه متراكم و متصل است و هم در وقتى كه منقطع و متفرق است
فَإِذا أَصابَ بِهِ
پس چون برساند خداى تعالى باران را
مَنْ يَشاءُ
در عرض و بلاد هر كه خواهد
مِنْ عِبادِهِ
از بندگان خود
إِذا هُمْ
ناگاه ايشان
يَسْتَبْشِرُونَ
شادمان و خوشدل مىشوند
وَ إِنْ كانُوا
و به درستى كه بودند
مِنْ قَبْلِ أَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ
پيش از آنكه فروفرستادهشود بر ايشان باران
مِنْ قَبْلِهِ
پيش از ظهور سحاب
لَمُبْلِسِينَ
نااميد از باران
فَانْظُرْ
پس درنگر
إِلى آثارِ رَحْمَتِ اللَّهِ
بسوى نشانه رحمت خداى تعالى يعنى باثر مطر نگر تا ببينى كه
كَيْفَ
چگونه خداى به آن اثر
يُحْيِ الْأَرْضَ
زنده گرداند زمين را باشجار و اثمار و زرع و نباتات
بَعْدَ مَوْتِها
پس از مردگى و افسردگى زمين حفص بجمع مىخواند يعنى تا ببينى آثار رحمت الهى و بخشايش نامتناهى كه زمين مرده را زندگى بخشد
إِنَّ ذلِكَ
به درستى كه آنكه قادرست بر احياى زمين بعد از موت آن
لَمُحْيِ الْمَوْتى
هر آئينه زنده گرداننده مردگانست چه احياى ارض احداث مثل آن است كه درو بوده از قواى نباتى و احياى موتى ايجاد آن است كه در مواد ايشان بوده از قوى و غيره
وَ هُوَ
و خداى تعالى
عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
بر همه چيز توانا است چه قدرت او نسبت با همه مكونات يكسان است و در احقاف آورده كه اثر رحمت در ظاهر باران است كه زندگى كل بدان است و در باطن ذكر اوست كه حيات دل بدوست و در بحر الحقائق فرموده كه آثار رحمت نشئت حبّه است كه زمين دل بدان زندگى مىيابد و نزد بعضى خود اثر رحمت دل باشد كه منظر نظر حق است و در مثنوى حكايتى مناسب اين مبحث ايراد فرموده اين است - مثنوى
صوفى در باغ از بهر گشاد * صوفيانه روى بر زانو نهاد
پس فرورفت او به خود اندر نغول * شد ملول از صورت خوابش فضول
كه اى چه خسپى آخر اندر زر نگر * اين درختان بين و آثار خضر
امر حق بشنو كه گفته است انظروا * سوى اين آثار رحمت آر رو
گفت آثارش دل است اى بوالهوس * آن برون آثار آثار است و بس
باغها و ميوهها اندر دل است * عكس لطف او برين آب و گل است
وَ لَئِنْ أَرْسَلْنا
و اگر بفرستيم ما
رِيحاً
بادى كه مؤدى باشد بهلاك چون دبور كه ريح عذاب است و به مزروعات ايشان وزد
فَرَأَوْهُ
پس ببينند كشت را
مُصْفَرًّا
زرد شده بعد از سبزى بهلاك رسيده چنانچه ازو نفع نتوان گرفت
لَظَلُّوا
هر آئينه باشند
مِنْ بَعْدِهِ يَكْفُرُونَ
پس از زردى زرع كه كافر شوند به نعمتهاى گذشته بايستى كه التجا به حق كردندى و از رحمت او نااميد نشدندى و اى محمد ص از كافران اين طمع مدار كه فهم كنند سخنان را و قول تو قبول نمايند .