تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 850

مساهمون:

ص٨٥٠
وَ تَرَى الْجِبالَ
و بينى تو كوهها در ان روز
تَحْسَبُها
پندارى آن را
جامِدَةً
بر جاى ايستاده
وَ هِيَ تَمُرُّ
و حال آنكه آن جبال مىرود و مىگذرد
مَرَّ السَّحابِ
رفتن ابر در سرعت و آن حركت مدرك نمىشود زيرا كه اجرام كبار چون به رسمى واحد حركت كنند حركت ايشان نيك ظاهر نيست چنانچه در سير سحاب مشاهده مىرود و محققى فرموده كه اوليا نيز در ميان خلق بر حد رسوم واقف‌اند و خلق از حركات بواطن ايشان كه به يك‌دم عالمى را طى كنند خبر ندارند نظم
تو مبين آن پاىها را بر زمين * زان كه بر دل مىرود عاشق يقين از ره و منزل ز كوتاه و دراز * دل چه مىداند كه هست او دلنواز آن دراز و كوته اوصاف تنست * رفتن ارواح ديگر رفتن است دست نى و پاى نى رو تا قدم
آن چنان كه تاخت جانها در عدم
صُنْعَ اللَّهِ
بكرد خداى تعالى كردنى
الَّذِي أَتْقَنَ
آن خداى كه استوار كرد
كُلَّ شَيْءٍ
آفريدن همه چيزها را و بياراست بر وجهى كه شايد
إِنَّهُ خَبِيرٌ
به درستى كه او دانا است
بِما تَفْعَلُونَ
به‌آنچه شما مىكنيد
مَنْ جاءَ
هر كه بيايد
بِالْحَسَنَةِ
به نيكوئى
فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها
پس او را جزاى است بهتر از ان زيرا كه فانى دهد و باقى بستاند و يكى را هفت صد عوض يابد و اگر حسنه را كلمهء شهادت دارند پس مر او را خيرها حاصل است از ان كلمه
وَ هُمْ
و نيكىكنندگان
مِنْ فَزَعٍ
از ترس و هول
يَوْمَئِذٍ
آن روز يعنى قيامت
آمِنُونَ
ايمن‌اند
وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ
و هر كه بيايد به بدى كه آن شرك است
فَكُبَّتْ
پس نگونسار كرده شود
وُجُوهُهُمْ
رويهاى ايشان
فِي النَّارِ
در آتش يعنى ايشان را نگونسار در دوزخ افگنند
هَلْ تُجْزَوْنَ
و گويند آيا جزا داده شديد يعنى جزا ندادند شما را
إِلَّا ما كُنْتُمْ
مگر آنچه بوديد كه در دنيا
تَعْمَلُونَ
مىكرديد
إِنَّما أُمِرْتُ
جز اين نيست كه فرموده شده‌ام
أَنْ أَعْبُدَ
به‌آنكه پرستش كنم
رَبَّ هذِهِ الْبَلْدَةِ
خداوند اين شهر را كه مكه است
الَّذِي حَرَّمَها
آن خداوند كه به جهت حرمت حرام كرد اين بلده را تا خارهاى او را نمىبرند و حشيش او را نمىدروند و صيد او نمىربايند
وَ لَهُ
و مر خداوند اين بلده راست
كُلُّ شَيْءٍ
همه چيزها يعنى همه مخلوق و مملوك وىاند
وَ أُمِرْتُ
و مأمور شده‌ام
أَنْ أَكُونَ
آنكه باشم
مِنَ الْمُسْلِمِينَ
از ايستادگان بر ملّت اسلام .