وَ إِنَّ رَبَّكَ لَيَعْلَمُ
و به درستى كه آفريدگار تو هر آئينه مىداند
ما تُكِنُّ
آنچه بپوشند
صُدُورُهُمْ
دلهاى كفار از حقد و حسد بر تو
وَ ما يُعْلِنُونَ
و آنچه آشكارا مىكنند از تكذيب و عداوت تو
وَ ما مِنْ غائِبَةٍ
و نيست هيچ پوشيده از حوادث و نوازل
فِي السَّماءِ وَ الْأَرْضِ
در آسمان و زمين
إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ
مگر نوشته است در كتاب روشن يعنى لوح محفوظ
إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ
به درستى كه اين قرآن
يَقُصُّ عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ
مىخواند بر بنى اسرائيل يعنى بيان مىكند براى ايشان
أَكْثَرَ الَّذِي
بيشتر آن چيزى كه از جهالت
هُمْ فِيهِ
ايشان در آن چيز
يَخْتَلِفُونَ
اختلاف مىكنند و بخلاف يكديگر سخن مىگويند چون تشبيه يهود و تنزيه نصارى و احوال معاد جسمانى و روحانى و صفات بهشت و دوزخ و قصّه عزير ع و عيسى عليهما السلام
وَ إِنَّهُ
و به درستى كه قرآن
لَهُدىً
هر آئينه راه نمودنى است
وَ رَحْمَةٌ
و بخشايشى
لِلْمُؤْمِنِينَ
مر گرويدگان را چه ايشان منتفعاند بدان
إِنَّ رَبَّكَ
به درستى كه خداوند تو
يَقْضِي بَيْنَهُمْ
داورى كند ميان اهل اختلاف از بنى اسرائيل
بِحُكْمِهِ
به حكم راست و درست خود
وَ هُوَ الْعَزِيزُ
و اوست غالب كه حكم او رد نتوان كرد
الْعَلِيمُ
اوست دانا به حقيقت آنچه مىكند
فَتَوَكَّلْ
پس تو توكّل كن
عَلَى اللَّهِ
بر خداى تعالى و از دشمنى معاندان باك مدار
إِنَّكَ
به درستى كه تو
عَلَى الْحَقِّ الْمُبِينِ
به راستى روشنى يعنى راه تو راست است و كار تو درست
إِنَّكَ
به تحقيق كه تو
لا تُسْمِعُ الْمَوْتى
سخن نمىتوانى شنوانيد مردگان را يعنى مردهدلان كفر فهم سخن تو نمىتوانند كرد
وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ
و نمىتوانى شنوانيد كران را آواز خواندن
إِذا وَلَّوْا
چون برگردند
مُدْبِرِينَ
پشتگردانيدگان يعنى ايشان را گوش دل كران است و از استماع قرآن اعراض مىكنند و روى مىگردانند پس مشابه كران باشند در ناشنيدن خصوصا كرى كه برگردد و پشت بر داعى خود كند در ان محل استماع او مشكلتر است و رمز و اشارت نيز نمىبيند كه فهم كند .