تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 844

مساهمون:

ص٨٤٤
أَمَّنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
يا آن‌كس كه بيافريد بقدرت بىخود آسمان و زمين را كه اصول عالم كون و فسادند
وَ أَنْزَلَ لَكُمْ
و فروفرستاد براى شما
مِنَ السَّماءِ
از آسمان يا از ابر
ماءً
آبى
فَأَنْبَتْنا
پس برويانيديم
بِهِ
بدان آب عدول از غيبت بتكلم براى تاكيد اختصاص فعل است بذات او يعنى ما توانائيم و بس كه برويانيم به آب باران
حَدائِقَ
بوستانهاى با ديوار
ذاتَ بَهْجَةٍ
خداوند خوبى و خرمى يعنى آراسته و زيبا
ما كانَ لَكُمْ
نيست و نرسد شما را
أَنْ تُنْبِتُوا
آنكه برويانيد
شَجَرَها
درختان آن بوستانها را
أَ إِلهٌ
آيا هست يعنى نيست معبودى
مَعَ اللَّهِ
با خداى به حق كه يارى دهد او را درين افعال زيرا كه او متفرد است بخلق و تكوين
بَلْ هُمْ
بلكه مشركان
قَوْمٌ يَعْدِلُونَ
گروهىاند كه ميل مىكنند از راه توحيد يا شرك مىآرند با خداى و او را عديل اثبات مىكنند
أَمَّنْ جَعَلَ الْأَرْضَ
آيا عديل ايشان بهتر است يا كسى كه گردانيد زمين را
قَراراً
قرارگاه آدميان و دواب
وَ جَعَلَ خِلالَها أَنْهاراً
و بيافريد در خلال آن زمين جويهاى آب
وَ جَعَلَ لَها
و بيافريد براى استحكام زمين
رَواسِيَ
كوههاى بلند كه در ان معاون متكون گردد و از حضيض او چشمها مترشح شود
وَ جَعَلَ بَيْنَ الْبَحْرَيْنِ
و گردانيد ميان دو دريا عذب و مالح ياد و خليج فارس و روم
حاجِزاً
مانعى كه با يك ديگر مختلط نشوند
أَ إِلهٌ
آيا هست خداى يعنى نيست
مَعَ اللَّهِ
با خداى كه در آفرينش اشيا ممد او باشد
بَلْ أَكْثَرُهُمْ
بلكه بيشترى از اهل شرك
لا يَعْلَمُونَ
نمىدانند تفر و حق را در خلق اشيا لا جرم بشريك او قايلند و آيا شريك ناتوان ايشان بهتر است
أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ
يا كسى كه اجابت كند فرومانده را
إِذا دَعاهُ
چون بخواند او را مضطر و مضطر كسى را گويند كه او را هيچ حيله و وسيله نباشد مگر حق سبحانه و گفته‌اند كه مضطر كسى است كه دل از جان برداشته باشد چون غريق يا گم‌شده در بيابان بىپايان يا بيمار نااميد از صحت شيخ داود يمانى قدس سره به عيادت بيمارى رفته بود گفت اى شيخ دعا كن براى شفاى من شيخ گفت تو دعا كن كه مضطرى و اجابت به دعاى مضطر وابسته است زيرا كه نياز او بيشتر باشد و حق سبحانه نياز بيچارگان را دوست دارد نظم
آن نياز مريمى بود است و درد * كآنچنان طفلى سخن آغاز كرد هر كجا دردى دوا آنجا بود * هر كجا فقرى نوا آنجا بود پيش حق يك ناله از روى نياز * به كه عمرى در سجود و در نماز
پس چون نيازمند بيچاره دعا كند حق تعالى اجابت فرمايد
وَ يَكْشِفُ السُّوءَ
و بردارد بدى را يعنى دفع كند ازو آنچه او را بد آيد
وَ يَجْعَلُكُمْ
و كسى را كه بگرداند شما را
خُلَفاءَ الْأَرْضِ
خليفگان در زمين يعنى شما را جانشين پيشينيان سازد و زمين را از پس ايشان به تصرف شما درآورد
أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ
آيا خداى ديگر هست با خداى كه درين كارها اعانت او كند يعنى نيست و نشايد
قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ
اندكى پند مىپذيريد خداى را اندك ياد مىكنيد و گفته‌اند كه مراد بقلت عدم است يعنى ياد نمىكنيد مر خداى را و پرستش بتان مىكنيد آيا ايشان بهتراند .
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 844 | كتاب الله تبارك وتعالى / سيد محمد رضا جلالى نائين / شاه ولى الله محدث دهلوى / ملا حسين واعظ الكاشفى