تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 812

مساهمون:

ص٨١٢
قالَ
گفت فرعون بعد از ان كه از مناظره درماند
لَئِنِ اتَّخَذْتَ
اگر فراگيرى اى موسى
إِلهَاً
معبودى
غَيْرِي
به غير من
لَأَجْعَلَنَّكَ
هرآئينه گردانم ترا
مِنَ الْمَسْجُونِينَ
از زندانيان آورده‌اند كه سجن فرعون از قتل بدتر بود زيرا كه زندانيان را مىفرمود تا در حفره عميق مىانداختند كه در آنجا هيچ نمىديدند و نمىشنيدند و بيرون نمىآوردند الا مرده چون موسى عليه السلام ذكر سجن شنيد
قالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُكَ
گفت آيا اين كنى با من و اگر بيارم ترا
بِشَيْءٍ مُبِينٍ
به چيزى روشن يعنى بيارم معجزه هويدا
قالَ فَأْتِ بِهِ
گفت بيار آن چيز را
إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ
اگر هستى تو از راست‌گويان در دعوى خود
فَأَلْقى عَصاهُ
پس بينداخت موسى عصاى خود را
فَإِذا هِيَ
پس ناگاه عصا بعد از افگندن
ثُعْبانٌ مُبِينٌ
اژدهاى بود آشكارا يعنى ثعبانيت او ظاهر بود و فرعون از مشاهده او بترسيد و مردمان كه حاضر بودند هزيمت كردند چنانچه در وقت فرار بيست و پنج هزار كس كشته گشتند
وَ نَزَعَ
و بيرون آورد
يَدَهُ
دست خود را از گريبان بعد از آنكه دست گندم‌گون به فرعون نموده بود و به گريبان درآورده
فَإِذا هِيَ
پس ناگاه دست او
بَيْضاءُ لِلنَّاظِرِينَ
سفيد و درخشنده بود مانند برق مر نظركنندگان را گفته‌اند كه شعاع دست مباركش به مثابه نور آفتاب ديدها را خيره ساختى
قالَ
گفت فرعون
لِلْمَلَإِ حَوْلَهُ
مر اشراف قوم را كه گرداگرد او بودند
إِنَّ هذا
به درستى كه اين مرد
لَساحِرٌ عَلِيمٌ
جادوگرى است دانا فرعون بترسيد كه كسان وى بموسى ايمان آرند حيله انگيخت و گفت اين جادوگرى است كه در فن سحر مهارتى تمام دارد
يُرِيدُ أَنْ يُخْرِجَكُمْ
مىخواهد كه بيرون كند شما را
مِنْ أَرْضِكُمْ
از زمين شما يعنى ديار مصر
بِسِحْرِهِ
به جادوى خود
فَما ذا تَأْمُرُونَ
پس چه فرمائيد شما مرا در كار او و معجزه موسى عليه السلام او را از اوج دعوى ربوبيت بحضيض مشاورت با قوم افگند تا از رتبه انا ربكم الاعلى تنزل نموده از پرستندگان خود در كار موسى ع مدد طلبيد
قالُوا أَرْجِهْ
گفتند حبس كن او را
وَ أَخاهُ
و برادر او را يا در توقف افگن و بقتل ايشان شتاب مكن پيش از ظهور كذب ايشان تا مردم در گمان نيفتند
وَ ابْعَثْ
و برانگيز و بفرست
فِي الْمَدائِنِ
در شهرهاى مملكت خود
حاشِرِينَ
جمع‌كنندگان يعنى ايلچيان روانه كن بهر شهرى -