وَ أَوْحَيْنا
و وحى كرديم
إِلى مُوسى
بسوى موسى
أَنْ أَسْرِ بِعِبادِي
آنكه ببر به شب بندگان ما را يعنى بنى اسرائيل را كه نجات شما و هلاك كفره در آنست
إِنَّكُمْ مُتَّبَعُونَ
به درستى كه شما از پى درآمده شويد يعنى فرعون و قوم او از پى شما درآيند شما را از بحر بگذرانيم و ايشان را غرق سازيم در مختار آورده كه موسى عليه السلام بنى اسرائيل را فرمود تا پيرايها و زيورها از قبطيان به بهانه آنكه عيد ما نزديك شده و مىخواهيم كه اهل خود را بدان بياريم عاريت گرفتند و وعده فرمود كه فلان شب مهيّا شده بوقت طلوع قمر در فلان موضع جمع شوند ايشان اين صورت بتقديم رسانيدند چون وقت رحيل شد راه دروازه بر ايشان مشتبه گشت و معلوم كردند كه يوسف صديق على نبينا عليه السلام دعا كرده بود كه تا بنى اسرائيل تابوت وى با خود بيرون نبرند از مصر بيرون نتوانند رفت و از ان قوم كسى را بر مدفن يوسف ع اطلاع نبوده موسى عليه السلام بر قوم خود ندا مىزد كه هر كه مرا بر صندوق يوسف ع مطلع گرداند هر مرادى كه خواهد بدهم از تمام قوم عجوزه مسنّه به شرط آنكه زن موسى ع باشد در بهشت او را خبر داد كه آن صندوق در قعر درياى نيل است پس باستخراج آن اشتغال نموده وقتى كه قمر بوسط سماء رسيد مهم ساخت روى به راه نهادند و آخر روز خبر خروج ايشان به قبطيان رسيد چه مىپنداشتند كه بنى اسرائيل به تهيّه اسباب عيد در خانهاى خود اقامت نمودهاند روز دوم خواستند كه از عقب ايشان روند در خانه هر قبطى يكى از اعزه قوم بمرد و به تعزيت او مشغول شدند و درين روز فرعون بجمع كردن لشكر امر كرده
فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِي الْمَدائِنِ
پس فرستاد فرعون در شهرستانهائى كه بهپاى تخت نزديك بود
حاشِرِينَ
جمعكنندگان لشكر را و گفت
إِنَّ هؤُلاءِ
به درستى كه گروه بنى اسرائيل
لَشِرْذِمَةٌ قَلِيلُونَ
گروهى اندكاند و حال آنكه عدد مردان كارى بنى اسرائيل كه در سن از بيست درگذشته و به شصت نرسيده بود شش صد و هفتاد هزار بوده و عدد مجموع قوم از نسا و صبيان و كهول و شبّان هزار هزار و دويست هزار و كسرى اما فرعون ايشان را نسبت با لشكر خود اندك شمرد و گفت اينان گروه بسيار اندكاند
وَ إِنَّهُمْ لَنا
و ايشان ما را
لَغائِظُونَ
به خشمآرندگانند چه از ما گريختهاند يا پيرايهاى قوم ما را برده
وَ إِنَّا لَجَمِيعٌ حاذِرُونَ
و ما همه يعنى لشكر ما سلاحدارانيم و دانندگان بمراسم حرب تعريضست با آنكه قوم موسى ع نه سلاح تمام دارند و نه بعلم حرب دانااند
فَأَخْرَجْناهُمْ
پس بيرون آورديم فرعونيان را يعنى داعيه خروج در دل ايشان پديد آورديم تا بيرون آمدند
مِنْ جَنَّاتٍ
از بوستانها
وَ عُيُونٍ
و از چشمهسارها
وَ كُنُوزٍ
و از گنجهاى زر و نقره
وَ مَقامٍ كَرِيمٍ
و از منزلهاى نيكو
كَذلِكَ
همچنين كرديم با ايشان
وَ أَوْرَثْناها
و ميراث داديم باغ و بوستان و گنج و منزل ايشان
بَنِي إِسْرائِيلَ
فرزندان يعقوب ع را چه قولى آنست كه بنى اسرائيل بعد از هلاك فرعونيان بمصر آمده همه اموال قبط را به تحت تصرف درآوردند و اصح آنست كه در زمان دولت داود و سليمان عليهما السلام بر ملك مصر استيلا يافته متصرف جهات قبطيان شدند القصه فرعون ششصد هزار سوار بر مقدمه لشكر روانكرد و ششصد هزار بر ميمنه تعين نموده و ششصد هزار بر ميسره نامزد نموده و ششصد هزار در ساقهء لشكر مقرر كرد و خود با خلق بسيار در قلب لشكر قرار گرفت نظم
يكى لشكر سرا با غرق جوشن * شده در موج چون درياى آهن
چو چشم دلبران پركين و خونريز * به قصد خون مردم تيغها تيز
فَأَتْبَعُوهُمْ
پس از پى درآرند ايشان
مُشْرِقِينَ
قصدكنندگان به جهت مشرق كه لشكر بنى اسرائيل بدان صوب رفته بودند يا داخلشدگان در وقت شروق آفتاب يعنى هنگام طلوع آفتاب به بنى اسرائيل رسيدند و در آن زمان لشكر موسى به كنار درياى قلزم رسيده تدبير مرور و عبور مىكردند ناگاه اثر فرعونيان پديد آمد
فَلَمَّا تَراءَا الْجَمْعانِ
پس آن هنگام كه ديدند هر دو گروه يكديگر را
قالَ أَصْحابُ مُوسى
گفتند ياران موسى
إِنَّا لَمُدْرَكُونَ
هر آئينه ما دريافتهشدگانيم يعنى لشكر فرعون ما را در خواهند يافت و بدست ايشان گرفتار خواهيم شد .