سورة النّبا
مكّيّة و هى اربعون آية
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
آوردهاند كه چون حضرت رسالتپناه ص دعوت آشكارا كرد و قرآن بر خلق خواند و بروز قيامت بيم فرمود كفار در نبوت آن حضرت صلى اللّه عليه و سلّم و نزول قرآن و وقوع بعث اختلاف كردند از يكديگر مىپرسيدند يا از پيغمبر و مؤمنان پرسش مىنمودند چنانچه حق سبحانه و تعالى فرمود
عَمَّ يَتَساءَلُونَ
از چه چيز مىپرسند كافران
عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ
از خبر بزرگ يعنى قرآن
الَّذِي هُمْ
آن خبرى كه ايشان
فِيهِ مُخْتَلِفُونَ
در ان خبر اختلافكنندگانند يعنى او را بسحر يا شعر يا كهانت نسبت مىدهند و مختلق و مفترى و اساطير مىگويند و بقول بعضى نبأ عظيم نبوت آن حضرت است صلى اللّه عليه و سلّم كه مىگويند آيا او پيغمبر است يا نى و ساحرست يا شاعر يا مجنون و بعضى برانند كه آن خبر بعث است و در ان مختلف بودند جمعى مىگفتند كه قيامت هست و بتان ما را شفاعت خواهند كرد هؤلاء شفعاؤنا عند اللّه و برخى آن را منكر مطلق بودند ان هى الا حياتنا الدنيا و گروهى شك داشتند در وقوع آن بل هم فى شك منها
كَلَّا سَيَعْلَمُونَ
حقا كه زود بدانند نزديك روز قيامت يا نزديك نزع كه آنچه در ان اختلاف مىكردند حق است
ثُمَّ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ
پس حقا كه زود بدانند در روز قيامت يا بوقت مرگ بطلان قول و خبث عقيده خود را
أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً
آيا ما نساختهايم زمين را فراشى گسترده تا قرارگاه شما بود
وَ الْجِبالَ أَوْتاداً
و نگردانيدهايم كوهها را ميخهاى زمين را تا بدانها استوار باشد
وَ خَلَقْناكُمْ أَزْواجاً
و بيافريدهايم شما را از هرگونه نر و ماده تا نسل شما باقى بماند يا خلق كرديم گونهگونه سياه و سفيد و دراز و كوتاه و خوب و زشت
وَ جَعَلْنا نَوْمَكُمْ سُباتاً
و گردانيديم خواب شما را راحت بدنهاى شما يعنى خواب قطع حس و حركت كند تا قواى حيوانيه برآسايند و ماندگى از ايشان زائل شود
وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِباساً
و ساختهايم شب را پوششى تا به ظلمت خود همه چيزها را بپوشاند صاحب فتوحات قدس سره آورده است كه شب لباس « اصحاب الليل » است كه ايشان را از نظر اغيار بپوشاند تا در خلوت خود از لذّت مكالمه يا محاضره يا مشاهده هر يك فراخور استعداد خود برخوردارى يابند حضرت شيخ الاسلام قدس سره فرموده كه شب پردهروندگان راه است و روز بازار بيداران سحرگاه است بيت
الليل للعاشقين ستر * يا ليت اوقاتها تدوم
چون در دل شب خيال او يار من است * من بنده شبم كه روز بازار من است
وَ جَعَلْنَا النَّهارَ مَعاشاً
و گردانيدهايم روز را وقت طلب معيشت تا به تحصيل آن جستجوى كنند .