تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1329

مساهمون:

ص١٣٢٩
وَ بَنَيْنا فَوْقَكُمْ
و بنا كرده‌ايم زبر سر شما
سَبْعاً شِداداً
هفت آسمان سخت يعنى محكم و استوار كه درو فرجه و شكافى كه نشانه خلل و زال باشد نيست
وَ جَعَلْنا سِراجاً وَهَّاجاً
و بيافريديم در آسمان چراغى افروخته و تابان يعنى آفتاب
وَ أَنْزَلْنا
و فروفرستاديم
مِنَ الْمُعْصِراتِ
از ابرهاى فشارنده باران
ماءً ثَجَّاجاً
آبى ريزان
لِنُخْرِجَ بِهِ
تا بيرون آريم بدان
حَبًّا
آب دانه را كه قوت را شايد چون گندم و جو
وَ نَباتاً
و رستنى كه علف را شايد چون كاه و گياه و گفته‌اند بيرون آريم از دريا دانه در را و از زمين گياه
وَ جَنَّاتٍ أَلْفافاً
و درختان بوستانهاى در هم پيچيده يعنى بسيار و به يكديگر نزديك
إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ
به درستى كه روز حكم‌گزارى يعنى روز رستخيز
كانَ مِيقاتاً
هست در حكم خدا وقتى مقرر براى محاسبه خلايق و مجازات اعمال ايشان
يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ
روز كه دميده شود در صور نفخه ثانيه
فَتَأْتُونَ أَفْواجاً
پس بيائيد گروه گروه از قبرهاى خود به عرصه‌گاه محشر امام ثعلبى رح آورده كه حضرت رسالت‌پناه صلى اللّه عليه و سلّم را از افواج پرسيدند فرمود كه حشر كرده شوند ده صنف از امت من اوّل بر صفت بوزنگان و دوم بر هيئت خوكان و سوم نگونساران كه ايشان را بر روى به دوزخ مىكشند و چهارم نابينايان و پنجم كران و گنگان و ششم مىخايند زبانهاى خود را و آن بر سينهاى ايشان افتاده باشد و ريم از دهنهاى ايشان سيلان مىكند و اهل محشر را از ان كراهيت باشد و هفتم دست و پاى بريده باشند و هشتم از دارهاى آتشين آويخته و نهم را نتنى تمام باشد بدتر از مردار و دهم را جبّهاى آتشين پوشانيده باشند و از قطران چفيده و به پوستهاى ايشان اما بوزنگان سخن‌چينان باشند و خوكان حرام‌خواران و نگونساران خورندگان ربوا و كوران جوركنندگان در حكم و گنگان و كران آنها كه باعمال خود معجب بوده‌اند - و زبان‌خائيدگان علما كه گفتار ايشان مخالف كردار ايشان بوده است و دست و پابريدگان رنجانندگان همسايگان به غير حق و آويختگان از دار غمازان و سعايت‌كنندگان بسلاطين و حكام و آنها كه نتن عظيم دارند متابعان شهوات و بازدارندگان حق خداى و پوشندگان لباس قطران اهل تكبر و نازش باشند
وَ فُتِحَتِ السَّماءُ
و شكافته شود آسمان در ان روز
فَكانَتْ أَبْواباً
پس باشند از بسيارى شكافها درها يعنى خداوند درها يا از كثرت فرجها گوئى كه تمام او درست
وَ سُيِّرَتِ الْجِبالُ
و رانده شود كوهها در هوا
فَكانَتْ سَراباً
پس باشند مثل سراب يعنى نمايش كوه داشته باشد اما بسبب نفخه و تشتّت جزا بر حقيقت جبليه باقى نمانند
إِنَّ جَهَنَّمَ كانَتْ مِرْصاداً
به درستى كه دوزخ باشد گذرگاه خلق يعنى همه را برو گذر بايد كرد يا در كمين‌گاهى كه زبانيه در وى مترصد ايستاده باشند براى تعذيب كافران و از ايشان نتوانند گريخت يا موضعى رصدى كه خزنه دوزخ انتظار كفار مىبرند و خزنه بهشت نگاهبانى مؤمنان مىكنند تا بوقت مرور بر صراط از تعرض آتش محروس باشند و اين جهنّم باشد .