لِلطَّاغِينَ
مر كافران را كه از حد گذشتگانند
مَآباً
بازگشت يعنى آرام جاى و قرارگاه
لابِثِينَ فِيها أَحْقاباً
درنگكنندگان در ان روزگارهاى دراز در معالم از مجاهد رح نقل مىكند كه اين احقاب كه حق سبحانه ذكر كرده چهل و سه حقبه است هر حقبى هفتاد خريف و هر خريفى هفصد سال و هر سالى سه صد و شصت روز و هر روزى هزار سال باشد در موضح آورده است كه مراد اين نيست كه براى عذاب كافران تعيّن مدّت كرده باشند بلكه معنى آن است كه هر حقبى كه مىگذرد عقب آن ديگر پىدرپى مىآيد تا ابدالآباد
لا يَذُوقُونَ فِيها
نمىچشند در دوزخ يعنى نمىيابند
بَرْداً
خنكى هوا كه بدان راحت يابند حرارت هواى دوزخ آن را از ايشان بازدارد و گفتهاند برد خواب است يعنى ايشان را در جهنّم خواب نيست تا آسايش يابند
وَ لا شَراباً
و نمىآشامند شرابى
إِلَّا حَمِيماً
مگر حميم و آن آبى است كه چون نزديك روى آرند گوشت روى در ان ريزد و چون بخورند امعا و احشا پاره پاره گردد
وَ غَسَّاقاً
و ريم كه از ريشهاى ايشان سيلان كند يا اشكهائى كه از سر حسرت مىبارند يا زمهرير كه بدان معذّب گردند
جَزاءً
پاداش داده مىشوند پاداشى
وِفاقاً
موافق كردارهاى خود
إِنَّهُمْ كانُوا
به درستى كه ايشان بودند
لا يَرْجُونَ
كه نمىترسيدند
حِساباً
از حساب آخرت يا اميدوار نبودند به ثواب آن سراى
وَ كَذَّبُوا
و تكذيب مىكردند
بِآياتِنا
به آيتهاى ما كه انبياء بر ايشان نمودند
كِذَّاباً
تكذيبكردنى
وَ كُلَّ شَيْءٍ
و هر چيزى از اعمال بندگان از طاعت و معصيت و غير آن
أَحْصَيْناهُ
شمردهايم آن را يعنى نگاه داشتهايم و نوشتهايم
كِتاباً
نوشتنى و خواهيم گفت مشركان را
فَذُوقُوا
پس بچشيد عذاب دوزخ
فَلَنْ نَزِيدَكُمْ
پس نمىافزائيم شما را هميشه
إِلَّا عَذاباً
مگر عذابى بالاى عذابى در خبر آمده كه اين آيت سختترين آيات قرآن است مر دوزخيان را از روى وعيد
إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ
به درستى كه مر پرهيزگاران راست
مَفازاً
رستگارى از عذاب يا جاى فوز و فلاح كه آن
حَدائِقَ وَ أَعْناباً
باغهائى است كه درختان ميوه دارد درختان انگور تخصيص جهت تفضيل است
وَ كَواعِبَ أَتْراباً
و ايشان راست دختران نارپستان همه همزاد در تفسير زاهدى آورده كه زنان شانزدهساله باشند و مردان سى و سهساله خواهند بود و در اغلب تفاسير است كه همه از اهل بهشت از مردان و زنان سى و سهساله باشند
وَ كَأْساً دِهاقاً
و مر ايشان را است جامهاى پر از شراب يا كاسهاى پىدرپى
لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً
نمىشنوند متقيان در بهشت سخنان بيهوده و باطل
وَ لا كِذَّاباً
و نه دروغى و گفتهاند نشنوند در شرب خمر بهشت سخن عبث و دروغ بخلاف شاربان خمر دنيا كه در مجالس ايشان هذيان و عربده و خلاف و جدال بسيار بود .