تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1227

مساهمون:

ص١٢٢٧
وَ الَّذِينَ يُظاهِرُونَ
و آنان كه مظاهره كنند
مِنْ نِسائِهِمْ
از زنان خود
ثُمَّ يَعُودُونَ
پس بازگردند
لِما قالُوا
بنقض آنچه گفته‌اند يعنى عزم كنند بر وطى آن بمذهب امام اعظم رحمة اللّه عليه يا امساك كنند مر زن خود را بر زوجيت در عقب ظهار اگرچه لحظه باشد يا امكان طلاق و اين قول امام شافعى رح است يا وطى كنند بمذهب امام مالك رح و نزديك وى عود بوطى باشد و بس و بر هر تقدير كفاره بايد داد بيان كفاره اينست كه چون كسى ظهار كند و عزم نمايد بر وطى او يا نگاه دارد بر زوجيت يا وطى كند
فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ
پس برو است آزاد كردن بنده خواه مؤمنه خواه ذميه خواه خرد و خواه بزرگ بقول امام اعظم رح و امام شافعى رح گويد رقبه مؤمنه آزاد بايد كرد
مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسَّا
پيش از آنكه مظاهر و مظاهر عنها مس كنند يكديگر را و تمتع گيرند از هم و بعضى برانند كه مس كنايت از جماع است و جماع مظاهر عنها حرام بود قبل از كفارت
ذلِكُمْ
اين حكم به كفارت كه مأمور شديد به آن
تُوعَظُونَ بِهِ
پند داده شويد به آن تا بازايستيد از تلفظ به چنين الفاظ
وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ
و خدا بدانچه شما مىكنيد
خَبِيرٌ
داناست و برو پوشيده نمىماند
فَمَنْ لَمْ يَجِدْ
پس هر كه نيابد بنده يا بنده دارد و به خدمت او محتاج است يا او را ثمن بنده هست و به نفقه احتياج دارد نقل كند به روزه و اين قول امام شافعى رح است و امام مالك رح الزام اعتاق بنده مىكند و نزد امام اعظم رح اگر بنده دارد آزاد مىبايد كرد هر چند به خدمت او محتاج بود فاما اگر ثمن بنده دارد و به نفقه محتاج است
فَصِيامُ شَهْرَيْنِ مُتَتابِعَيْنِ
پس برو است روزه دو ماه پىدرپى كه در ميان آن افطار نكند بىعذرى و اگر افطار كند باز از سر گيرد و اگر عذر دارد در ان خلاف است و اين روزه بايد
مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسَّا
پيش از آنكه به يكديگر رسند به مباشرت
فَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ
پس هر كه نتواند روزه داشتن
فَإِطْعامُ سِتِّينَ مِسْكِيناً
پس برو است طعام دادن شصت مسكين هر يكى را نيم‌صاع از گندم و صاعى از سائر حبوب غاذيه و بمذهب امام شافعى رح مدى از طعام بايد داد
ذلِكَ
اين بيان تمام مظاهر شد با اين احكام مقرر گشت
لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ
تا تصديق كنيد مر خداى را
وَ رَسُولِهِ
و پيغمبر وى را بقبول اوامر و نواهى
وَ تِلْكَ
و اين حكم با
حُدُودُ اللَّهِ
حدهاى خدا است كه از ان در نه‌توان گشت
وَ لِلْكافِرِينَ
و مر ناگرويدگان را كه فرمان قبول نكنند
عَذابٌ أَلِيمٌ
عذاب دردناك است
إِنَّ الَّذِينَ
به درستى آنان كه
يُحَادُّونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ
مخالفت و دشمنى مىكنند با خدا و رسول او يعنى از حدود امر و نهى تجاوز مىنمايند
كُبِتُوا
خوار و نگونسار كرده شوند
كَما كُبِتَ الَّذِينَ
همچنان‌كه ذليل و رسوا شدند
مِنْ قَبْلِهِمْ
پيش از ايشان بوده‌اند از كفار گذشته
وَ قَدْ أَنْزَلْنا
و بتحقيق فرستاديم ما
آياتٍ بَيِّناتٍ
آيتهاى روشن يعنى قرآن و معجزهاى دلالت‌كننده بر صدق حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم
وَ لِلْكافِرِينَ
و مر كافران راست بهر وقتى و زمانى
عَذابٌ مُهِينٌ
عذاب خواركننده و رسواسازنده و گفته‌اند مر ايشان را چنين عذابى در آخرت .
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1227 | كتاب الله تبارك وتعالى / سيد محمد رضا جلالى نائين / شاه ولى الله محدث دهلوى / ملا حسين واعظ الكاشفى