تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1220

مساهمون:

ص١٢٢٠
يُنادُونَهُمْ
بخوانند ايشان را به زارى و گويند اى مؤمنان
أَ لَمْ نَكُنْ
آيا نبوديم
مَعَكُمْ
با شما در دنيا به جماعت شما نماز مىگزارديم و به موافقت شما روزه مىداشتيم -
قالُوا بَلى
گويند مؤمنان كه بلى به ظاهر با ما بوديد
وَ لكِنَّكُمْ
و ليكن شما
فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُمْ
در فتنه افگنديد نفسهاى خود را بسبب نفاق و لذت معاصى چشيديد تا سزاوار عقوبت گشتيد
وَ تَرَبَّصْتُمْ
و تاخير كرديد در توبه
وَ ارْتَبْتُمْ
و شك آورديد در نبوّت حضرت محمد ص مصطفى صلى اللّه عليه و سلّم
وَ غَرَّتْكُمُ الْأَمانِيُّ
و بفريفت شما را آرزوهاى شما يعنى املهاى دور و دراز پيش گرفتيد
حَتَّى جاءَ أَمْرُ اللَّهِ
تا وقتى كه نيامد فرمان خداى به قبض روح شما
وَ غَرَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ
و فريب داد شما را به خدا شيطان فريبنده يا دنياى ناپاينده
فَالْيَوْمَ
پس امروز
لا يُؤْخَذُ
فراگرفته نشود
مِنْكُمْ
از شما اى منافقان
فِدْيَةٌ
چيزى كه فداى خود كنيد تا از عذاب برهيد
وَ لا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا
و نگيرند فدا نيز از آنان كه نگرويده‌اند
مَأْواكُمُ النَّارُ
جاى شما و ايشان آتش دوزخ بود
هِيَ
آتش
مَوْلاكُمْ
سزاوارتر است بشما
وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ
و بد بازگشتى است آتش آورده‌اند كه مؤمنان در مكه با فقر و فاقه بجد تمام قواعد طاعت را تمهيد مىكردند بعد از هجرت كه مال بسيار بدست آمد و نعمت بر ايشان فراخ شد آثار فتور و قصور در وظائف عبادات ايشان ظاهر گشت آيت آمد كه
أَ لَمْ يَأْنِ
آيا وقت نيامد
لِلَّذِينَ آمَنُوا
مر آنان را كه گرويده‌اند
أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ
آنكه بترسد و نرم شود دلهاى ايشان
لِذِكْرِ اللَّهِ
براى ياد كردن خداى
وَ ما نَزَلَ
و براى آنچه فروفرستاد خداى
مِنَ الْحَقِّ
از كلام خود كه درست و راست است و قولى آنست كه مزاح و مضاحكه در ميان بعضى از اصحاب بسيار شد و اين آيت نازل گشت يا صحابه رض التماس موعظه كردند و اين كلام فرود آمد و جمعى گويند نزول آيت در شان منافقان است مىفرمايند كه وقت نيامد آنها را كه ايمان آورده‌اند به زبان و دل ايشان از ان خير ندارد كه ترس‌گار كردند و اخلاص را شعار و دثار خود سازند
وَ لا يَكُونُوا
و مباشيد اى مؤمنان
كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ
مانند آنان كه ايشان را كتاب داده‌اند
مِنْ قَبْلُ
پيش ازين يعنى چون يهود و نصارى مباشيد كه ايشان را توريت و انجيل داده‌اند
فَطالَ
پس دراز شد
عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ
بر ايشان زمان يعنى عمر دراز يافتند و امل دور پيش گرفتند
فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ
پس سخت شد دلهاى ايشان و در ان خشوع نماند
وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ
و بسيارى از ايشان
فاسِقُونَ
خارج‌اند از دين خود و تارك‌اند مر احكام كتاب خود را از فرط قسوة و گفته‌اند نتيجه سختى دل غفلت است و نشانه نرمى دل توجه به طاعت مثنوى
دلى كز نور معنى نيست روشن * مخوانش دل كه آن سنگ است و آهن ولى كز گرد غفلت زنگ دارد . * از ان دل سنگ و آهن ننگ دارد .