ما أَصابَ
نرسد و نخواهد رسيد
مِنْ مُصِيبَةٍ
هيچ رسنده از غم و انواع مصائب
فِي الْأَرْضِ
در زمين چون قحط و گرانى و نقصان مال و زرع و جز آن
وَ لا فِي أَنْفُسِكُمْ
و نه در نفسهاى شما چون بيمارى و ضعف و فقر و موت اولاد و غير آن
إِلَّا فِي كِتابٍ
مگر آنكه نوشته شده است در لوح محفوظ
مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها
پيش از آنكه بيافرينيم آن مصيبت را يا زمين را يا نفسهاى شما را
إِنَّ ذلِكَ
به درستى كه ثبت مقدّرات بر لوح با وجود بسيارى آن
عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ
بر خدا آسان است در ازل اين حكم فرموده و از روى رافت و رحمت جهت آنكه در نفوس قرار گيرد و دانند كه احكام ازلى مندفع نمىگردد مىگويد كه در ازل اينها بر شما نوشتهايم
لِكَيْلا تَأْسَوْا
تا شما اندوهگين نشويد و غم نخوريد
عَلى ما فاتَكُمْ
بر آنچه فوت شد از شما از مال و خصب و عافيت و صحت
وَ لا تَفْرَحُوا
و شادمان نگرديد
بِما آتاكُمْ
بهآنچه داد مر شما را از مال و متاع دنيا اخبار است بمعنى نهى يعنى از ادبار دنيا ملول و از اقبال آن مسرور مشويد كه نه آن را قرارى است و نه اين را اعتبارى بيت
گر دست دهد گداى شادى نكند * در فوت شود نيز نيز رو به غمى
و از مرتضى على رضى اللّه عنه ، منقول است كه هر كه بدين آيت كار كند هر آئينه فراگيرد زهد را بهر دو طرف او يعنى زاهدى تمام باشد و چه زيبا گفتهاند رباعى
مال ار به تو روى نهد مشو شاد از ان * در فوت شود مشو به فرياد از ان
پنديست پسنديده بكن ياد از ان * تا دنيا و دينت شود آباد از ان
وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ
و خدا دوست نمىدارد
كُلَّ مُخْتالٍ
هر متكبرى را كه بر نعمت دنيا بر ديگرى تطاول كند
فَخُورٍ
نازنده به دنيا و فخركننده بدان بر اكفاء و اقران پس صفت ايشان مىكند و مىفرمايد كه
الَّذِينَ يَبْخَلُونَ
مختال و فخور آنانند كه با وجود دنيادارى و جمع اسباب آن بخل كنند و مال خود را در راه خدا صرف ننمايند
وَ يَأْمُرُونَ النَّاسَ
و با وجود بخل خود امر كنند مردمان را
بِالْبُخْلِ
به بخيلى كردن در تبيان آورده كه بقول جمعى مر او ازين آيت يهوداند كه بخل كردند بدانچه نزديك ايشان بود از علم بصفات و احوال حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و سلّم و آن را پوشيدند و ديگران را نيز بكتمان آن فرمودند
وَ مَنْ يَتَوَلَّ
و هر كه روى بگرداند از انفاق مال يا از ايمان بمحمد صلى اللّه عليه و سلّم
فَإِنَّ اللَّهَ
پس به درستى كه خداى
هُوَ الْغَنِيُّ
اوست بىنياز ازو و از انفاق او
الْحَمِيدُ
ستوده در ذات و صفات كه اعراض و تولى اعداى دين او را ضرر نكند
لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا
به درستى كه ما فرستاديم فرستادگان خود يعنى ملائكه را به پيغمبران -
بِالْبَيِّناتِ
به حجتهاى روشن كه معجزات است يا به شريعتهاى واضحه
وَ أَنْزَلْنا
و فروفرستاديم
مَعَهُمُ الْكِتابَ
با ايشان كتابهائى كه متضمن مصالح دينى و دنيوى
وَ الْمِيزانَ
و منزل گردانيديم با ايشان ترازو را
لِيَقُومَ النَّاسُ
تا قائم شوند مردمان .