ذلِكَ
آنچه ياد كرده شده از عقوبت دشمنان و نصرت دوستان
بِأَنَّ اللَّهَ
بسبب آن است كه خداى
مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا
دوست آنانست كه ايمان آوردهاند پس ايشان را يارى مىكند
وَ أَنَّ الْكافِرِينَ
و به سبب آنكه ناگرويدگان
لا مَوْلى لَهُمْ
هيچ دوستى نيست مر ايشان را كه عذاب از ايشان دفع كند
إِنَّ اللَّهَ
به درستى كه خداى بفضل خود
يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا
درمىآرد آنان را كه گرويدهاند
وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
و كردند كارهاى نيكو مبرّا از غرض و ريا
جَنَّاتٍ تَجْرِي
در بوستانها كه مىرود
مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ
از زير درختان آن جويها
وَ الَّذِينَ كَفَرُوا
و آنان كه كافر شدهاند
يَتَمَتَّعُونَ
برخوردارى مىيابند بمتاع دنيا
وَ يَأْكُلُونَ
و مىخورند
كَما تَأْكُلُ الْأَنْعامُ
همچنانكه مىخورند چهارپايان يعنى همّت ايشان مصروف بر خوردن است و عاقل بايد كه خوردن او براى زيستن باشد يعنى به جهت قوام بدن و تقويت قواى نفسانى طعام خورد و نظر او بر آنكه بدن تحمل طاقت داشته باشد و قوتهاى نفسانى در استدلال بقدرت ربانى ممد و معاون بود نه آنكه عمر خود را طفيل خوردن شناسد و در مرعى
ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا
مانند چهارپايان جز خورد و خواب مطمح نظر اينان نباشد و نعم ما قيل بيت خوردن براى زيستن و ذكر كردن است * تو معتقد كه زيستن از بهر خوردن است
وَ النَّارُ
و آتش دوزخ
مَثْوىً
مقام و آرامگاه است
لَهُمْ
مر كافران را
وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ
و چندى از اهل ديهها كه بهر حال
هِيَ
آن ديهها
أَشَدُّ قُوَّةً
سختتر بودند از روى قوت
مِنْ قَرْيَتِكَ
از اهل ديه تو
الَّتِي أَخْرَجَتْكَ
آن ديهى كه بيرون كردند اهل ديه ترا يعنى مكه
أَهْلَكْناهُمْ
هلاك كرديم اهالى آن ديهها را
فَلا ناصِرَ لَهُمْ
پس هيچ يارىدهنده نبود مر ايشان را كه در وقت هلاك به فرياد رسد
أَ فَمَنْ كانَ
آيا هر كه باشد
عَلى بَيِّنَةٍ
بر حجتى روشن
مِنْ رَبِّهِ
از آفريدگار او چون پيغمبر عليه الصلاة و السّلام و مؤمنان
كَمَنْ زُيِّنَ
باشد مانند كسى كه آراسته شده يعنى شيطان با نفس و آرايش داده است
لَهُ
براى او
سُوءُ عَمَلِهِ
بدى كردار او را از شرك و معصيت
وَ اتَّبَعُوا
و پيروى كردند
أَهْواءَهُمْ
آرزوهاى خود را چون ابو جهل و مشركان .