تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1129

مساهمون:

ص١١٢٩
قُلْ ما كُنْتُ
بگو اى محمد ص كه من نيستم
بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ
نودرآمده از پيغمبران يعنى اوّل پيغمبرى نيستم بشما مبعوث شده پيش از من نيز پيغمبران بوده‌اند پس نبوت مرا چرا منكرايد
وَ ما أَدْرِي ما يُفْعَلُ
و نمىدانم چه خواهند كرد
بِي
به من از محبت و راحت يا اقامت و هجرت يا مقاتله با قوم
وَ لا بِكُمْ
و نمىدانم بشما چه كنند از خسف و قذف و رجفه و قتل و اسر و جز آن در معالم آورده كه بعد از نزول اين آيت مشركان شادمان گشتند گفتند كار ما و محمد ص نزديك خداى يكست او عاقبت خود نمىداند چنانچه ما نمىدانيم و اگر مبعوث من عند اللّه است بايستى كه خدا او را خبر كردى كه با او چه خواهد كرد اين آيت آمد
لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ
در اسباب نزول آورده است كه حضرت رسالت‌پناه صلى اللّه عليه و سلّم در خواب ديد كه هجرت فرموده است به زمينى كه در ان آب و درخت و نخلستان بوده صحابه رض بعد از استماع اين رؤياى خوشحال گشتند چون تعبير ديرتر واقع شد و آزار مشركان از حد تجاوز كرده بود اصحاب به هجرت استعجال مىنمودند اين آيت آمد كه بگو نمىدانم كه مر او شما را هجرت خواهند فرمود يا نى
إِنْ أَتَّبِعُ
پيروى نمىكنم
إِلَّا ما يُوحى
مگر آن چيزى كه وحى كرده مىشود
إِلَيَّ
بسوى من و از ان در نمىتوانم گذشت
وَ ما أَنَا
و نيستم من
إِلَّا نَذِيرٌ
مگر بيم‌كننده از عذاب خداى
مُبِينٌ
آشكارا بيم‌كننده و من از عواقب امور و خواتيم احوال بىوحى الهى خبر نتوانم داد و نعم ما قال رباعى
اى دل تا كى فضولى و بوالعجبى * از من چه نشان عاقبت مىطلبى سرگشته بود خواه ولى خواه نبى * در وادى ما ادرى ما يفعل بى
قُلْ
بگو اى محمد ص
أَ رَأَيْتُمْ
خبر دهيد مرا
إِنْ كانَ
اگر باشد قرآن
مِنْ عِنْدِ اللَّهِ
از نزديك خداى
وَ كَفَرْتُمْ بِهِ
و شما كافر شده‌ايد بدان
وَ شَهِدَ
و گواهى داده است
شاهِدٌ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ
گواهىدهنده از بنى اسرائيل يعنى احبار ايشان چون عبد اللّه بن سلام و گفته‌اند يامين بن يامين رضى اللّه عنه ،
عَلى مِثْلِهِ
بر قرآن كه از نزديك خداى است
فَآمَنَ
پس ايمان آورده است به آن از مسروق رحمه اللّه منقول است كه اين شاهد نه ابن سلام است و نه غير او از علماى بنى اسرائيل زيرا كه اسلام ابن سلام در مدينه بود و اين
حم
در مكه فرود آمده بلكه آيت در محاجه‌ايست كه ميان رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلّم و قريش واقع شده بود و شاهد موسى ع كليم است و مثل قرآن توريت است و معنى آيت اينكه اگر قرآن از نزد خداى تعالى بود و شما بدان نگرويد و موسى عليه السّلام گواهى داده بر توريت كه او نيز از نزد خدا است و او به قرآن ايمان آورده
وَ اسْتَكْبَرْتُمْ
و شما سركشى كرده‌ايد و بدان نگرويده‌ايد شما ستمكاران باشيد بر خود درين كار
إِنَّ اللَّهَ
به درستى كه خداى
لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
راه نمىنمايد گروه ستمكاران را و در باديه خذلان فرومىگذارد آورده‌اند كه چون قبائل جهينه و مزينه و اسلم و غفار ايمان آوردند بنو عامر و غطفان و اشجع آغاز طعن كردند بر ايشان اين آيت آمد .