تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1092

مساهمون:

ص١٠٩٢
وَ الَّذِينَ
و براى آنان كه
يَجْتَنِبُونَ
پرهيز مىكنند يا به يك‌سو مىروند
كَبائِرَ الْإِثْمِ
از گناهان بزرگ
وَ الْفَواحِشَ
و از كارهاى زشت
وَ إِذا ما غَضِبُوا
و چون خشم گيرند بر مردمان بسبب رنجى و زيانى و مكروهى كه به ايشان رسانند
هُمْ يَغْفِرُونَ
ايشان درمىگذرانند آن را و عفو مىكنند در لباب آورده كه اين آيت در شان فاروق اعظم رض است كه او را در مكه دشنام مىدادند و چون در خشم مىشد فرومىخورد تعرض به شاتمان نمىكرد و در تبيان آورده كه درباره ابو بكر صديق رض است كه او را بانفاق تمام مال ملامت كردند بشتم رسانيد و او حلم مىورزيد و متعرض لائمان نمىشد و ظاهر آن است كه در شان ايشان هر دو و ديگر مسلمانان است كه بطريق ايشان موافقت نمايند و صيغه جمع بدين معنى دال است كما ترى و تسمع بيت
مستغرق كار خود چنانم كه دگر * پرواى ملامت گرد پيكارم نيست
وَ الَّذِينَ اسْتَجابُوا
و براى آنان كه اجابت كردند
لِرَبِّهِمْ
مر پروردگار خود را مراد انصاراند رض كه حضرت پيغمبر ص ايشان را بايمان خواند فى الحال بطوع و رغبت قبول كردند
وَ أَقامُوا الصَّلاةَ
و به‌پاى داشتند نماز را يعنى ادا كردند بشرائط و اركان در اوقات آن
وَ أَمْرُهُمْ
و كار ايشان
شُورى
با مشورتست
بَيْنَهُمْ
ميان ايشان يعنى هرگاه كه كارى كنند بصواب ديد يكديگر كنند
وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ
و از آنچه عطا كرديم ايشان را از اموال
يُنْفِقُونَ
نفقه مىكنند در راه خداى
وَ الَّذِينَ
و براى آنان كه
إِذا أَصابَهُمُ الْبَغْيُ
چون برسد ايشان را ستمى از كافران
هُمْ
ايشان
يَنْتَصِرُونَ
از دشمن خود انصاف بستانند يعنى از ايشان انتقام كشند زيرا كه انتقام از كفّار فرض است و جهاد كردن به ايشان لازم
وَ جَزاءُ سَيِّئَةٍ
و پاداش كردار بد
سَيِّئَةٌ مِثْلُها
كردار بدى است مانند آن لفظ سيه در ثانى با آنكه نه سيه است بر سبيل ازدواج كلام است چنانچه و ان عاقبتم فعاقبوا
فَمَنْ عَفا
پس هر كه عفو كند از ستمكار خود كه مسلمان باشد و ترك انتقام نمايد از وى
وَ أَصْلَحَ
و بصلاح آرد ميان خود و ظالم خود
فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ
پس مزد او بر خدائى است وعده مبهم دلالت بر شرف و عظمت موعود دارد در تبيان از حسن بصرى رح نقل مىكند كه روز قيامت ندا خواهد رسيد كه هر كه بر خدا مزدى دارد گو برخيزد و بستاند برنخيزد مگر كسى كه عفو كرده باشد از مظلمه قطعه
عفو از گناه سيرت اهل فتوّت است * بىحلم و عفو كار فتوت تمام نيست بگذر ز جرم خصم و كرم كن كه عاقبت * در عفو لذّتى است كه در انتقام نيست
إِنَّهُ
به درستى كه خداى
لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ
دوست نمىدارد ستمكاران را يعنى كسانى كه ابتداء كنند به ستم يا در انتقام از حد درگذرند
وَ لَمَنِ انْتَصَرَ
و هر كه كينه كشد از ظالم
بَعْدَ ظُلْمِهِ
پس از آنكه برو ستم كرده باشد
فَأُولئِكَ
پس آن گروه . كينه‌كشندگان
ما عَلَيْهِمْ
نيست بر ايشان
مِنْ سَبِيلٍ
هيچ راهى بعتاب و ملامت يا ايشان را گناهى نيست
إِنَّمَا السَّبِيلُ
جز اين نيست كه معاتبه و معاقبه
عَلَى الَّذِينَ يَظْلِمُونَ النَّاسَ
بر كسانى است كه ابتداء ستم كنند بر مردمان
وَ يَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ
و افزونى جويند و از حد درگذرند در زمين
بِغَيْرِ الْحَقِّ
به غير حجتى و حقى
أُولئِكَ
آن گروه موصوف بظلم و بغى
لَهُمْ
مر ايشان راست
عَذابٌ أَلِيمٌ
عذابى دردناك يعنى عذاب دوزخ .