إِنَّهُما
به درستى كه موسى ع و هارون ع
مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ
از بندگان گرويدگان مااند
وَ إِنَّ إِلْياسَ
به درستى كه الياس بن ياسين بن بشير بن الفنحاص بن الغيرار بن هارون ع
لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ
از جمله فرستادگان است به دعوت خلق
إِذْ قالَ
ياد كن آن را كه گفت
لِقَوْمِهِ
مر گروه خود را
أَ لا تَتَّقُونَ
آيا نمىترسيد از عذاب الهى
أَ تَدْعُونَ
آيا مىپرستيد
بَعْلًا
بعل را به خداى و آن بتى بود كه بيست گز بالا و چهار روى داشت و بك نام زمينى است از شام و چون بعل درو بود آنجا را بعلبك گويند و بدين اسم مشهور شده القصه الياس ع گفت مىخوانيد بعل را
وَ تَذَرُونَ
و مىگذاريد
أَحْسَنَ الْخالِقِينَ
عبادت نيكوترين آفريدگاران را مراد از خالقين مصورانند
اللَّهَ رَبَّكُمْ
خداى پروردگار شما است
وَ رَبَّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَ
و پروردگار پدران پيشين شما است پس او را پرستيد و به او شرك مياريد حق سبحانه و تعالى الياس عليه السلام را باهل بعلبك فرستاد و ايشان ملكى داشتند احب نام در اول مسلمان بوده و در آخر به اغواى زن خود از اهل بتپرستان شد و الياس عليه السلام دعا فرمود تا سه سال بقحط مبتلا شدند و بالياس عليه السلام رجوع نموده عذر تدارك خلل خود درخواستند الياس عليه السلام فرمود كه ايمان بايد آورد و يگانگى حق اقرار بايد كرد ايشان متأمل شدند الياس عليه السلام گفت اگر مىخواهيد كه بطلان و حقيت دين من و شما هويدا گردد بيائيد تا من خداى خود را بخوانم و شما بتان خود را بخوانيد هر كدام كه دعاى ايشان اجابت نمايد سزاوار پرستيدن باشد ايشان بدين رضا داده بت خود را بياراستند و ستايش بسيار كرده ازو باران طلبيدند اثر اجابت ظاهر نشد و الياس عليه السلام دعا فرمود فى الحال باران آمد و قوم او در انكار افزودند
فَكَذَّبُوهُ
پس تكذيب كردند او را
فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ
پس به درستى كه ايشان هر آئينه حاضركردهشدگانند در دوزخ
إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ
مگر بندگان خداى تعالى پاككردهشدگان از شائبه شرك و نفاق آوردهاند كه الياس ع ملول شده از خداى درخواست كه قبل از نزول عذاب او را از ميان قوم بيرون برد فرمان رسيد كه در فلان روز در فلان موضع رود و هر چه به دو ظاهر گردد برو سوار شود الياس عليه السلام در زمان معين به مكان مقرر رفت صورت شيرى يا اسپى از آتش پيش وى آمد بر ان سوار شد و اليسع ع را خليفه خود ساخت حق سبحانه او را پروبال داده شهوت طعام و شراب و وقاع ازو سلب كرده با فرشتگان پرواز داد و در صفت او آمد هم انسى است و هم ملكى و هم ارضى و هم سماوى و او موكلست بر بيابانها چنانچه خضر به درياها و در عرفات با يكديگر ملاقات مىفرمايند و در رمضان با هم در بيت المقدس افطار مىكنند و جمعى از صلحاى امت ايشان را مىبينند
وَ تَرَكْنا
و بگذاشتيم
عَلَيْهِ
بر الياس عليه السلام
فِي الْآخِرِينَ
در ميان پسينيان ثنا و درود فراوان يا آن گذاشتيم كه گويند
سَلامٌ عَلى إِلْياسِينَ
سلام بر الياس و گفتهاند الياسين هم نام اوست چنانچه ميكال و ميكائيل و سينا و سينين
إِنَّا كَذلِكَ
به درستى كه ما همچنين
نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ
جزا مىدهيم نيكوكاران را -