بر آنكه : به همين سبب كه فلاح منوط به وِلا و هَدْىِ اهل بيت ( عليهم السلام ) است ، و هلاك منوط به تخلف از ايشان ، خلفا و صحابه رجوع به افضل اهل بيت [ ( عليهم السلام ) ] يعنى جناب اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) مىنمودند ، پس از اين قول ثابت شد كه بر ابوبكر در مقدمه فدك نيز رجوع به آن حضرت واجب بود ، و ليكن چون در اين باب از رجوع به آن حضرت دست كشيده ، و از اطاعت و اتّباع آن حضرت - با وصف اثبات آن حضرت حقيت حضرت فاطمه ( عليها السلام ) را به تكرار و تأكيد - سر پيچيده ، و از اقتداى آن حضرت رميده ، بلاريب به سرحدّ هلاك و ضلال رسيده .
و قول كابلى : ( وذلك لأن ولاءهم واجب وهَدْيهم هَدْي النبيّ صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم . . ) ، دليل واضح است و برهان قاطع بر آنكه مخالف حضرات اهل بيت ( عليهم السلام ) در طريقه ايشان ، و تارك اقتدا و اتّباع ايشان ، تارك ولاى ايشان ، و مبغض و معاند اين حضرات است ; زيرا كه كابلى رجوع صحابه و خلفا را به افضل اهل بيتِ سرور كائنات - عليه وآله آلاف التحيات - در مشكلات و معضلات معلل ساخته به اينكه : ولاى اهل بيت [ ( عليهم السلام ) ] واجب است ، وهَدى ايشان هَدى نبىّ است ، و ظاهر است كه هرگاه ولاى اين حضرات موجب و مقتضى رجوع به ايشان ، و اتّباع و اقتداى [ به ] ايشان باشد ، لازم آيد - بالبداهة - كه تارك اتّباع ايشان حظّى از ولاى ايشان نداشته .
پس ابوبكر كه اتّباع اين حضرات [ را ] در باب فدك ترك كرد ، بلاريب تارك ولاى اين حضرات هم باشد ، و تارك ولاى ايشان بلاريب كافر است !
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 96
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص٩٦