و همچنين اسلاف و اخلاف متسنّنين - لاسيما مخاطب فطين - كه دادِ حمايت ابى بكر مىدهند ، و به تصويب او در منع ميراث ، و عدم سماع دعوى هبه كه صريح تخطئه اهل بيت ( عليهم السلام ) است ، داغهاى كارى بر قلوب اهل ايمان مىنهند ، نيز هالك و خاسر و گمراه و حائر و مخالفِ نهى سرور انبياء ذوى المفاخر - عليه وآله آلاف سلام الملك الغافر - مىباشند .
چهارم : آنكه از عبارت ‹ 244 › مجد مورّخ كه در “ وفاء الوفا “ ذكر كرده ( 1 ) ظاهر است كه : حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) بعدِ مرگ ابى بكر در زمان عمر هم دعوى هبه فدك داشت ، و به عباس مىگفت كه : جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله و سلم ) فدك را براى حضرت فاطمه ( عليها السلام ) گردانيده ، پس ثابت شد كه : حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) تام ( 2 ) خليفه ثانى بر دعوى هبه فدك ثابت و راسخ بود ، پس اگر - معاذ الله - في الواقع هبه فدك به سبب عدم قبض صحيح نبود ، و ابوبكر تنبيه هم بر آن كرده باشد ، لازم آيد اصرار بر باطل ، و عدم تنبه با وصف تنبيه ، ولا يجترء على التزامه إلاّ كلّ معاند سفيه هائم في تيه التمويه ، چه اين نقيصه عظيمه است فوق نقائص ، كه نواصب و خوارج هم از نسبت آن به آن
هامش
1 . اول همين طعن به نقل از وفاء الوفا 3 / 999 گذشت .
2 . كذا في [ الف ] وفي [ ب ] : ( التامّ ) ، يعنى عليه السلام التامّ .
به نظر مىرسد كلمه اى ساقط شده و مراد اين است : امير المؤمنين عليه السلام تا زمان عمر بر ادعاى همه فدك ثابت ماند .