[ سنگ دلى و قساوت ابوبكر ]
و ابوبكر خود به قساوت قلب خود اعتراف نموده ، چنانچه در “ تاريخ الخلفاء “ سيوطى مسطور است :
أخرج أبو نعيم - في الحلية - ، عن أبي صالح قال : لمّا قدم أهل اليمن زمان أبي بكر وسمعوا القرآن ، جعلوا يبكون ، فقال أبو بكر : هكذا كنّا ثم قست القلوب . ( 1 ) انتهى .
و تأويلى كه سيوطى از ابونعيم نقل كرد : - يعني : قويت واطمائنت بمعرفته . ( 2 ) انتهى . - قابل استعجاب اولى الالباب ، و مشعر از عدم تأمل مأوِّل در سياق كلام است ; زيرا كه هرگاه اهل يمن قرآن را شنيده ، گريستند ، ابوبكر گفت : ما همچنين بوديم - يعنى وقت استماع قرآن مىگريستيم - ليكن بعدِ اين حال ، در قلوب قساوت پيدا گشت - يعنى حالا به استماع قرآن ما را گريه نمىآيد - پس در اينجا كجا گنجايش كه از قساوت ، قوت و اطمينان قلوب به معرفت ، مراد گرفته شود ؟ !
هامش
1 . تاريخ الخلفاء 1 / 98 ، وانظر : حلية الأولياء 1 / 34 .
2 . تاريخ الخلفاء 1 / 98 .