وممّا يدلّ على وضعه : أنه ( عليه السلام ) يحكم بالحقّ ، ثنّي له الوسادة أو لم يثنّ . مغني تأليف قاضى القضاة . منه ( 1 ) .
يعنى : اگر گفته شود كه : چگونه جايز است آنچه شما ذكر نمودهايد از جهل به احكام شرعيه بر اميرالمؤمنين على بن ابيطالب ( عليه السلام ) با وجود گفتن آن حضرت كه : « سؤال كنيد از من قبل از آنكه گم كنيد مرا » ، و قول آن جناب كه گفته : « اينجا علم بسيارى است » - اشاره فرمود به سوى قلب مبارك خود - ، و قول آن حضرت كه : « اگر گسترده شود براى من وساده هر آئينه حكم كنم ( 2 ) در ميان اهل تورات به تورات ايشان ، و در ميان اهل انجيل به انجيل ايشان ، و در ميان اهل زبور به زبور ايشان ، و در ميان اهل قرآن به قرآن ايشان » ، و گفتن آن حضرت كه : « وقتى كه سؤال مىكردم حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) را جواب داده مىشدم ، و وقتى كه سكوت مىكردم ابتدا كرده مىشدم » .
خواهيم گفت كه : اين اقوال آن حضرت ( عليه السلام ) جز اين نيست كه دلالت مىكند بر عظمت محل آن حضرت در علم ، نه بر احاطه به جميع علوم .
با وجود اينكه قول آن حضرت : « لو ثنّي لي الوسادة . . » نهايت مستبعد است ; زيرا كه آن حضرت ( عليه السلام ) حكم نمىكرد در ميان جميع اهل ملل مگر به قرآن .
هامش
1 . حاشيه تحفه اثناعشريه : 567 .
و من الغريب أنّا لم نجده في المغني المطبوع مع أنه قد نقله عنه السيد المرتضى ( رحمه الله ) في الشافى 4 / 175 ، وابن أبي الحديد في شرحه على نهج البلاغة 12 / 197 .
2 . در [ الف ] اشتباهاً : ( كنيم ) آمده است .