و عذرى كه بعضى گفتهاند كه : او زنديق بود ، و بعضى از علما گفتهاند كه : توبه زنديق قبول نيست .
بى وجه است ; ‹ 313 › زيرا كه در روايات به غير از اين نقل نكردهاند كه : او غارت كرد جماعتى از مسلمانان را ، و اين باعث زندقه نمىشود .
و روايت نهى از تعذيب به نار نزد عامه از روايات صحيحه است ، و در “ صحيح بخارى “ از ابوهريره و ابن عباس روايت كرده است . ( 1 ) انتهى .
و ابن ابى الحديد هم در تقرير اين طعن ، نام فجائه ذكر كرده گفته :
الطعن الحادي عشر : قولهم : إنه أحرق الفجاءة السلمي بالنار ، وقد نهى النبيّ صلى الله عليه [ وآله ] و سلم أن يحرق أحد بالنار ( 2 ) .
و مع هذا هر سه وجه جواب كه از طعن احراق لوطى ذكر كرده به غايت سخيف و ركيك است .
اما وجه اول : پس مخدوش است به چند وجه :
اول : اينكه تضعيف روايت احراق لوطى ، و انكار حجيت آن نهايت
هامش
1 . حق اليقين : 218 ، و مراجعه شود به صحيح بخارى 4 / 21 .
2 . شرح ابن ابى الحديد 17 / 222 .